آيتالله ميرباقري در سال 1340 هجري شمسي در شهر مقدس قم و در دامان خانوادهاي مذهبي که بهدليل عشق و علاقه به خاندان عصمت و طهارت(عليهمالسلام) به قم مهاجرت کرده بودند، ديده به جهان گشودند.
تحصيلات حـوزوی
استاد ميرباقري پس از گذراندن مقطع دبيرستان، دروس حوزوي را از سال 1354 آغاز کرد و دوره مقدمات و سطح را در محضر اساتيد برجسته و بنام حوزه علميه قم همچون حضرات آيات سيد علي محقق، اعتمادي و پاياني فراگرفتند.
ايشان از سال 1360 با جديت در درس خارج فقه آيتالله شبيري زنجاني و دروس خارج اصول آيتالله سيدکاظم حائري و آيتالله وحيدخراساني حاضر شدند و از آنان کسب فيض نمودند؛ پس از مدتي، تحصيل دروس خارج اصول و خارج فقه را به شکل متمرکز و مستمر در محضر مرحوم آيتالله شيخ جواد تبريزي ادامه داده و به تکميل و تحکيم مباني اجتهاد پرداختند تا اينکه به حلقه شاگردان خصوصي و هيئت استفتائات ايشان راه يافتند؛ مدت حشرونشر علمي استاد با مرحوم آيتالله شيخ جواد تبريزي بيش از بيست سال بوده است.
ايشان در کنار تحصيلات فقهي و اصولي، از شرکت در دروس فلسفي و منطقي هم بازنماندند و «نهايه الحکمه» را نزد آيتالله مصباح يزدي، «اشارات» و «شرح منظومه» را نزد آيتالله انصاري شيرازي، «منطق شفاء» و بخشي «اسفار» را نزد آيتالله جوادي آملي و بخشي از «طبيعيات شفا و علم هيئت» را نزد علامه حسنزاده آملي آموختند؛ ايشان همچنين در دروس حجتالاسلاموالمسلمين علامه سيدمنيرالدين حسيني (ره) حضور يافتند و سالها از نظريات بنيادي ايشان در زمينه «کاربرديشدن فلسفه (فلسفه شدن)»، «روششناسي علم ديني» و «فلسفه اصول فقه حکومتي» بهره بردند.
تدريسهـا و پژوهشها
آيتالله ميرباقري همزمان با فراگيري دانشهاي حوزوي، به تدريس علوم حوزوي نيز پرداختند و در فاصله سالهاي 1359 تا 1369 دروس مقدمات و سطح حوزه را تدريس نمودند؛ سپس از سال 1372 تدريس دروس خارج اصول و خارج فقه را در حوزه علميه قم آغاز کردند که با گذشت بيش از 20 سال، همچنان به تدريس اين دروس ادامه ميدهند.
يکي از مباحث مهم درس خارج فقه ايشان در سالهاي اخير بحث «ولايت فقيه» بود که در هشتاد جلسه ارائه شد و طي آن مباني فقهي، کلامي و جامعهشناختي ولايت فقيه تبيين و تشريح گرديد. ايشان در سال 1391 «درس خارج مباني فقه حکومتي» را برگزار کردند و به طرح زواياي نويني در انديشه فقه حکومتي همت گماردند. از ديگر تدريسهاي مهم استاد ميرباقري ميتوان به تدريس دورههاي مختلف «اصول فلسفه برنامهريزي» و «فلسفه تطبيقي» و دورههاي متعدد «الهيات و امامشناسي» اشاره کرد.
ايشان تاکنون بر پژوهشها و طرحهاي فراوان «حوزوي، دانشگاهي و وابسته به نهادهاي حکومتي» نظارت علمي کرده و يا مشاوره دادهاند؛ همچنين در پاياننامههاي متعدد «سطح چهار حوزه» يا «دکتراي دانشگاه» بهعنوان استاد راهنما يا استاد مشاور مشارکت داشتهاند.
تبليغ عمومی و نخبگـانی
استاد ميرباقري در عرصه تبليغ عمومي و نخبگاني در داخل و خارج از کشور نيز حضوري جدي و گسترده داشتهاند؛ بهگونهاي که امروز بهعنوان يکي از نخبگان تبليغي کشور شناخته ميشوند. ايشان در 25 سال گذشته سخنرانيهاي متعددي در موضوعات مختلف مذهبي ايراد کردهاند؛ از جمله اين موضوعات ميتوان به «رابطه الوهيت، ولايت، شريعت»، «فلسفه تاريخ شيعي»، «تفسير قرآن کريم»، «شرح ادعيه و زيارات، بهويژه زيارت عاشورا و جامعه کبيره»، «تحليل حادثه عظيم عاشورا»، «مهدويت و انتظار» «عرفان ولايي و تربيت ولايي» و… اشاره کرد.
ايشان در دو سال اخير نيز با حضور در برنامه تلويزيوني اثرگذار «سمت خدا» پاسخگوي دغدغههاي ديني مخاطبين فرهيخته رسانه ملي بودهاند.
فعاليتهای سياسی و اجرايی
استاد ميرباقري در دوران نوجواني در مبارزات مردمي عليه رژيم منحوس پهلوي به فعاليت پرداخته و در دوره جواني هم در جبهههاي جنگ تحميلي حاضر شدند؛ ايشان در حوادث مهم سياسي پس از انقلاب اسلامي نيز همواره در صحنه حاضر بوده و عليه جريانهاي سکولار و غيرانقلابي و بهنفع جريانهاي ارزشي و ولايي به روشنگري پرداختهاند. ايشان تاکنون در نشستها و مناظرات متعددي شرکت کرده و در محافل علمي از مواضع انقلاب و نظام اسلامي دفاع نمودهاند؛ همچنين از سال 1379 تاکنون مسئوليت فرهنگستان علوم اسلامي (از مؤسسات انقلابيِ فعال در تأمين نيازمنديهاي فرهنگي انقلاب اسلامي) را برعهده داشته و علاوه برآن عضو هيئت امناي برخي از مؤسسات انقلابي و برخي از مدارس علميه ميباشند.
تقويت فرهنگی انقلاب اسلامی
آيتالله ميرباقري پس از دفاع مقدس در مسائل معطوف به انقلاب اسلامي اهتمام ويژهاي داشتند و بهنوبهخود به تقويت جبهه سياسي و فرهنگي انقلاب اسلامي و تبيين نظريه «تمدن نوين اسلامي» کمک نمودند؛ تاآنجاکه در مورد بيشتر کليدواژهها و موضوعات سياسي، فرهنگي و اجتماعيِ مورد تأکيد امام راحل (ره) و امام خامنهاي به ارائه تحليلهاي راهبردي پرداخته و پيشنهادهايي را ارائه دادهاند؛ موضوعاتي همچون: رسالت انقلاب اسلامي، ولايت فقيه، اسلام آمريکايي، نهضت توليد علم ديني، الگوي پيشرفت، تحول در حوزه، روشنفکري بيمار، مباني ديني هنر و سينما، آسيبشناسي هيئات، مسئله جمعيت، زن منتظر، بيداري اسلامي، فتنه 88، اقتصاد مقاومتي، سبک زندگي، پروژه نفوذ و ….
کتب تخصصی و عمومی
از استاد ميرباقري کتب و آثار مختلفي منتشر شده يا در دست انتشار است که برخي از آنها عبارتاند از:
1. «تقريرهاي درس خارج اصول فقه»؛ 2. «حجيت قواعد عام علم اصول»؛ 3. «درآمدي بر مبادي اصول فقه حکومتي»؛ 4. «مباني فقه حکومتي»؛ 5. «گفتارهايي در فلسفه و حکمت»؛ 6. «جستاري در مباني نظري ولايت فقيه»؛ 7. «مراقبههاي عاشورايي»؛ 8. «توحيد و ولايت الهيه»؛ 9. «امامشناسي»؛ 10. «در شناخت غرب»؛ 11. «ضيافت بلا» 12. «علم ديني» ؛ 13. «کالبدشکافي فرهنگي فتنه 88»؛ 14. «هنر، دين، تجدد»؛ 15. «نگاهي بنيادين به نسبت اخلاق و فناوري اطلاعات»؛ و … .
ديدگـاهها
امام راحل(ره) ولايت فقيه را بهعنوان نظريه عدالت اجتماعي مطرح ميکردند؛ اگر همه شئون اجتماعي بر مدار ولايت فقيه ـ که به فرموده امام راحل(ره) شعبهاي از ولايت مفوضه نبياکرم (ص) است ـ سامان يابد اين جامعه، جامعهاي عادل خواهد شد.
امروز تحقق عدالت اجتماعي در جامعه، فقط از بستر گسترش ولايت فقيه در مقياس جامعه جهاني امکانپذير است؛ اگر مدل ولايت فقيه جهاني شود، بهاندازهاي که بتوانيم معادلات قدرت جهاني را با آن تغيير دهيم در تحقق عدالت در مقياس ملي نيز موفق ميشويم؛ ولي اگر در اين مقياس عقبنشيني کنيم، امکان تحقق عدالت (ولايت حقه و توحيد) در مقياس ملي هم تضعيف ميشود.
ترديدي نيست که انقلاب اسلامي رويدادي ضداستبدادي و ضداستعماري است؛ ولي دستاورد انقلاب اسلامي بيش از اين است؛ انقلاب اسلامي يک انقلاب فراملي است؛ اگرچه پرچم انقلاب را بيش از 30 سال ملت ايران به دوش کشيده است ولي انقلاب اسلامي اهدافي فراتر از اهداف ملي دارد؛ انقلاب اسلامي فقط بهدنبال تأمين منافع يک دولت يا ملت ـ که در نقشه جهانِ سلطه تعريف شده باشد ـ نيست؛ اين انقلاب متعلق به کل جهان اسلام و جامعه جهاني است که خواهان ايجاد جرياني معنويتخواه در مقابل جريان مدرنيته و نظام سلطه بوده و بهدنبال احياي معنويت در جهان و ايجاد «تمدن نوين اسلامي» است.
اگر بخواهيم ساختار مجلس خبرگان را فعالتر کنيم بايد بهجاي کوبيدن بر طبل نظارت، به «حمايت» از رهبري بپردازيم؛ مجلس خبرگان بايد حامي ولي فقيه در گفتمانسازي نسبت به مطالبات معظم له بوده و پيگير تبديل آنها به مطالبات عمومي از دستگاهها و حاکميت باشد و بر «تحقق مطالبات رهبري» نظارت کند.