«گوهر و صدف دین » مسأله ای فلسفی- کلامی است که هر چند بستر شکل گیری آن مغرب زمین بوده و زمان رویش آن دوره رنسانس می باشد ،اما این تولدِ جغرافیایی آن را محصور ننموده و در چند دهه اخیر ،توجه اندیشمندان اسلامی را نیز به خود معطوف ساخته است. از جمله دیدگاههایی که در این باب مطرح شده است، دو نظریه « تجربه دینی » و « حکمت خالده» است. در نگرش اول گوهر دین ،تجربه ای است که سبب می شود فاعل آن تجربه، دیندار تلقی گردد و صدف مجموعه باورها و عقایدی خواهد بود که با وصول به گوهر از آن استغناء حاصل می شود . در نظریه دوم بیان می شود که دینْ دارای دو ساحت ظاهری و باطنی است و سطح باطنی آن توحیدی است که بصورت حکمت خالده در درون انسان دیندار تجلی نموده و تنهاراه رسیدن به آن شهود می باشد .صدف نیز سنتهایی هستند – اعم ازد ین و یا تبعات آن در جامعه – که رهنمون به سوی گوهر ند و البته چه بسا صدفهای مختلفی در عرض یکدیگر موصل به توحید باشند. در عرف عرفان ،دین حقیقتیاست واحد که دارای تجلیات سه گانه می باشد. رابطه میان سه تجلی بر اساس ظهور و بطون است که سبب می شود لایه باطنیِ دین که همان توحید عرفانی ویا وحدت شخصیه است ، گوهر دین بوده و جلوه های ظاهری اگر چه به عنوان صدف مطرح می شوند اما رقیقه همان حقیقت باطنی بوده ،فلذا هیچگاه قابل زوال نخواهند بود . آنچه در عرفان خصیصه بارزی به شمار می رود ،انفکاک گوهر دین از گوهر دینداری است ؛ این دو هر چند ارتباط وثیقی با یکدیگر دارند اما هر یک دارای واقعیتی نفس الامری هستند . دینداری دارای مراتب مختلفی است که بازگشت رابطه آنها نیز به ظهور و بطو.ن می باشد . آنچه عارف در مرحله نهایی دینداری واجد آن می شود ،شهود حق الیقینیِ توحید عرفانی است .پس گوهر دین ودینداری بایکدیگر متناظرند. ادبیات عارفانه عرفان نیز هر چند جنبه ای احساسی به خود می گیرد ،اما متاثر از مباحث هستی شناسانه آنهاست ؛ لذا ایشان عشق را دینی معرفی نموده که در نهایت آن اثنینیت میان عاشق و معشوق محو شده و عاشق را فانی در معشوق می داند. در این میان هر چند گوهر دین و دینداری مقامی مشترک میان ادیان الهی محسوب می شود ، اما این قولِ به وحدت جوهری ادیان سبب پذیرش تکثر گرایی دینی نخواهد شد و تسلیم به دینی خاص از لوازم این نگرش است. در نهایت دیده می شود مباحث معرفتی عرفان در ارتباط با مواضع هستی شناسانه آنها بوده و البته ایشان در این امور وامدار شریعت و فهم عمیق آن هستند.
احمد بهشتی (متولد ۱۳۱۴ در میانشهر از توابع فسا) پژوهشگر فلسفه، مدرس حوزه علمیه، نماینده دورههای اول و دوم مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه فارس (فسا)، نماینده مجلس خبرگان در دوره سوم و پنجم و رئیس سابق دانشگاه قم است.
استاد گروه فلسفه و کلام دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام