پيش گفتار بدون شك، امنيّت اساسى ترين هدفى است كه بشر را به گزينش زندگى اجتماعى واداشته است و تحقق اين خواسته انسانى تنها در گرو شكل گيرى جامعه است و جامعه نيز تنها در پرتو وجود فرهنگ شكل مى گيرد و فرهنگ نيز به نوبه خود وام دار ارزش هاست. از اين رو، مى توان گفت: قوام جامعه در حقيقت به وجود ارزش هاى حاكم بر آن است; زيرا جامعه چيزى جز ارتباطات و كنش و واكنش هاى افراد، كه در پرتو ارزش هاى حاكم شكل مى گيرند، نيست. و اين ارزش ها هستند كه با مشخص كردن خوبى ها و بدى ها و امور مطلوب براى افراد جامعه، چراغ هدايت رفتار فردى و گروهى را برمى افروزند. بديهى است كه ناديده گرفتن ارزش هاى حاكم بر جامعه مى تواند پيامدهاى ناگوارى را به همراه داشته باشد و ناگوارتر آن گاه خواهد بود كه ارزش هاى حاكم بر جامعه، ارزش هاى دينى و الهى باشند كه در اين صورت، ناديده گرفتن آن ها نه تنها موجب اختلال در امنيت مادى اعضاى جامعه مى گردد، بلكه امنيّت و شؤون معنوى و كمالات انسانى آن ها را نيز در معرض خطر قرار خواهد داد. از آن جايى كه در هر جامعه اى، افرادى هستند كه ارزش هاى حاكم بر آن را ناديده گرفته و نسبت به ارزش ها و هنجارهاى آن ناسازش كارند و رفتار نابهنجار بروز داده و آرامش و سلامت جامعه را به خطر مى اندازند و امنيت اجتماعى را كم رنگ مى كنند، شناخت عوامل و زمينه هاى پيدايش ناهنجارى هاى اجتماعى بر پژوهشگران اجتماعى لازم و ضرورى است. نگارنده نيز به عنوان پژوهشگر اجتماعى سعى دارد با استفاده از آموزه هاى دينى و اطلاعات جامعه شناختى، علل ناديده گرفتن ارزش ها و در حد امكان شيوه پيش گيرى آن را مورد بررسى قرار دهد تا به نوبه خود تلاشى در جهت امنيت انسانى انجام داده باشد.
پى نوشت ها 1ـ ارسطو، سیاست ارسطو، ترجمه حمید عنایت، دوم، شركت سهامى كتاب هاى جیبى، 1348، ص 13. 2ـ ابوالفضل قاضى، حقوق اساسى و نهادهاى سیاسى، انتشارات دانشگاه تهران، 1370، ج 1، ص 151. 3و4ـ محمدتقى مصباح، جامعه و تاریخ، تهران، مركز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامى، 1372،…...
ادامهریاست دانشگاه و استاد گروه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم (ع)