اندیشمندان مسلمان برای صفت جمال و زیبایی خداوند، هویت مستقلی در نظر نداشتند. ایشان همواره مجموعهای از صفات کمالی را بهعنوان صفات جمالی یا ثبوتی برای خداوند معرفی کرده اند.گرچه فلاسفه اسلامی درصدد اثبات صفت زیبایی و جمال برای خداوند برنیامده اند اما از تتبع در آثار ایشان می توان به براهینی در اثبات صفت جمال برای خداوند دستیافت. مهمترین مولفههای جمال نزد ایشان عبارتاند از: کمال، تناسب، حسن، خیر، بهاء، لذت و عشق. بااینهمه نهایت چیزی که با استناد به آراء و دیدگاه های فلاسفه مسلمان اثبات می شود، وصف جمال برای خداوند است نه کیفیت زیبایی الهی. چگونگی اتصاف ذات بسیط خداوند به وصف جمال و مؤلفههای زیبایی، یکی از محذورات جدی در فلسفه اسلامی است. ملازم بودن کمال با جهت قوه، ناظر بودن حسن و خیر به زیبایی اخلاقی، اختصاص تناسب به زیبایی های مادی یا ظاهری، چیستی و ماهیت لذت برای خداوند ازجمله این محذورات است. این پژوهش ضمن اثبات صفت جمال برای خداوند با تحلیل آراء فلاسفه درصدد پاسخ به محذورات فوق، مبنی بر ذاتی بودن کمال الهی و تفسیر آن به جامعیت میان صفات جلال و جمال، همراه بودن مؤلفه خیر با سودمندی و حسن با نیکی اخلاقی در زیبایی الهی، ناظر بودن تناسب در امور غیر جسمانی به عدم نقص وجودی، لذت بردن خداوند بهواسطه ادراک ذات خود و ابتهاج و سرور و عشقِ ناشی از این ادراک برآمده است. صفت جمال صفتی ذاتی برای خداوند و از نوع حقیقیِ محضه است.
استاد گروه فلسفه و کلام دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام
عضو هیات علمی گروه فلسفه و کلام دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام