در مباحث تقسیمی فلسفه موجودات به دو دسته واجب و ممكن تقسیم میشوند. اگر هر یك از دو گروه، به خوبی، تحلیل شده، جایگاه هر یك در نظام هستی تبیین شود، روابط بین آنها و نقشی كه در مقابل یكدیگر ایفا میكنند، روشن میشود. واجب، وجودی است كه از نهایت شدت وسعة وجودی، هستی را پر كرده، جایی برای غیر، نگذاشته است. اما وجود كثرات و اغیار و حقایق امكانی ماهوی، امری بدیهی و تصدیق آن، مرز بین فلسفه و سفسطه است. ممكن، ذاتی است كه هیچگونه اقتضاء برای وجود ندارد. ولی واجب، ذاتی است كه از شدّت وجودی ،خواهان بروز و ظهور خویش شده، اغیار و ماسوی را متلّبس به لباس وجودی امكانی كرده است.این تلبس وجودی از طرف واجب بالذات از مناظر مختلف فلسفی، متفاوت است.مشاء فاعلیت او را بالعنایه گویند. به این صورت كه علم او عین اراده و نفس تصور اشیاء، خلق و ایجاد آنهاست.ولی صدرا فاعلیت و علیت او را به تشأن و تجلی و ظهور تعبیر كرده، ممكنات را حاضر به علم حضوری میداند كه واجب به اضافه اشراقیه-اضافهای كه در اثر آن مضاف الیه ایجاد میشود-به آنها تجلی میكند.به دنبال ایجاد اشیاء،توسط واجب،مفهوم معیت پیدا شد. اگر واجب به عنایت خویش،به امكان ذاتی،وجوب بخشیده،او را موجود كند،همراهی دو واجب را كه یكی بالذات و دیگری به سبب او میباشد، معیت علمی گویند. به گونهای كه فاعل در این معیت،هر موقع تصور شی و فعلی را بكند،ایجاد او را به همراه دارد.ولی اگر واجب بالذات در این ایجاد،به صورت تجلی فاعلیت خویش را تحقق بخشد،معیت قیومیه متحقق میشود.در این معیت-كه فراتر از معیت علی یعنی معیت علت و معلول كه در آن علت به خاطر علیتش مقدم بر معلول به دلیل معلولیتش میباشد- ممكن، واجبی است كه وجوبش به قیومیت واجب ذاتی و همراهی او حاصل شده است. و ذات واجب، به سبب تشأن، اشراق، اضافه و ارتباط، مضاف الیه خویش یعنی ممكن را وجود بخشیده است. ممكن، حقیقتی جز ربط و فقر و تعلق محض، نبوده، وجودی غیر از ارتباط و اضافه به تنها حقیقت هستی یعنی واجب بالذات ندارد و در معیت او به سر میبرد. تحلیل واجب و ممكن به این مفاهیم كه واجب، یعنی ذات قائم به خویش و ممكن، یعنی ذات قائم به غیر، دلیلی است بر اینكه ذات قائم به غیر، حتماً غیری را میطلبد كه به او تكیه كند، و ذات قائم به خویش، مستلزم غیری است كه به آن غیر، قوام دهد، غیری كه بدون آن ذات نمیتواند ایجاد شده، مستقل از او باشد. چون ذاتی او، قیام به غیر است و شی، هیچگاه ذاتی خویش را از دست نخواهد داد، كه اگر از دست دهد، چیز دیگری خواهد شد كلید واژهها: اضافه اشراقیه و فاعل بالتجلی، احاطه و معیت قیوّمیه، وجود فقری، قرب وریدی، تشأن، معیت علی معلولی، معیت علمی و فاعل بالعنایه، تقدم و تأخر.
رئیس پژوهشکده حکمت اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و سردبیر فصلنامه ذهن
استاد گروه فلسفه و کلام دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام