بحث وحدت حقه حقیقیه در حكمت متعالیه بحثی است كه یا به بحث وحدت شخصی وجود مرتبط میشود یا به بحث وحدت خاص تشكیكی وجود. به همین خاطر دو دیدگاه در زمینه وحدت حقه خداوند مطرح شده است یك دیدگاه كه قائل به وحدت شخصی وجود است میگوید: وجود خداوند آنچنان بی حد و نهایت است كه جایی برای غیر نگذاشته است یعنی این فقط خداوند است كه دارای وجود عینی و بالذات است و دیگر موجودات دارای وجود بالعرض والمجاز هستند. یعنی از همان وجود خداوند انتزاع میشوند و چیزی نیستند جز شئون و تجلیات ذات خداوند لذا خداوند نمیتواند ثانی داشته باشد چون اصلاً در دار هستی وجود عینی دیگری غیر از خداوند وجود ندارد تا ثانی او محسوب شود در این نظریه خداوند همان حیث اطلاقی وسعی وجود است كه بر شئونات و تجلیات ذات خود احاطه دارد. دیدگاه دوم كه قائل به وحدت خاص تشكیکی وجود (وحدت سریانی) است میگوید وجود خداوند آنچنان بی حد و نهایت است كه كل عالم هستی را پر كرده است و بر همه موجودات دیگر احاطه وجودی دارد لذا نمیتواند ثانی داشته باشد چون در عرض و كنار وجود او وجودی نیست تا ثانی او محسوب شود و موجوداتی كه در عرض و كنار وجود او موجودند نمیتوانند ثانی او محسوب شوند چون همتای او نیستند. فرق اساسی بین این دو وحدت این است كه در وحدت شخصی وجود، وجود بالذات و عینی از موجودات دیگر سلب میشود اما در وحدت سریانی وجود بالذات و عینی از ما سوی الله سلب نمیشود. اكثر آیات و روایاتی كه در زمینه وحدت خداوند آمده اند هرچند وحدت حقه را اثبات میكنند اما واضح و مبرهن نیست كه مراد این آیات و روایات از وحدت حقه، وحدت حقه شخصی (وحدت شخصی وجود) است یا وحدت حقه سریانی (وحدت سریانی). اما تعدادی از آیات و روایات نیز هستند كه وحدت حقه شخصی را به طور صریح اثبات میكنند. کلیدواژه: وحدت حقه حقیقیه، وحدت خاص تشکیکی وجود، وحدت سریانی، وحدت شخصی وجود،حکمت متعالیه، شئون و تجلیات ذات خداوند، وجود بالعرض و المجاز، آیات و روایات.
استاد گروه فلسفه و کلام دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام
دانشیار گروه فلسفه و کلام دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام