تاریخ و سیره پیامبر(ص) بهترین الگو و مستند برای استنباط و استخراج احکام فقهی است. مورخان و سیره نویسان در مغازی و کتب سیره و تاریخ، تلاش کردند نوع عملکرد و سخنان پیامبر(ص) در غزوات و سرایا را حسب حوادث رخ داده گزارش کنند. طبعا در این راستا گزارش های متعارضی نیز بین اخبار نقل شده که با توجه به اصول و قواعد پژوهشی می توان گزارش صحیح را از سقیم مشخص کرد. موضوعاتی چون صلح، جنگ، اسارت و کشتار یکی از مهمترین موضوعات چالش برانگیز دوران معاصر است که بشریت با آن دست و پنجه نرم میکند. مشروعیت بخشی به جهاد، پاسخگویی به مسائل و یافتن راهحلهای مناسب در قبال مسائل مستحدثه اصلیترین وظیفهی فقهاست. نوع برداشت و فتاوای فقهای فریقین در مباحث جهاد، به نوعی بازگوکنندهی اندیشه ناب اسلامی و همسان بودن آن با دیدگاه و سیرهی نبوی است. هر چند در عالم نظر ممکن است این مدعا صحت داشته باشد، اما در واقع چنین نیست و در مباحث جهاد و فتاوای فقهای فریقین میتوان مواردی که اندک هم نیست را یافت که نه تنها مطابق سیرهی جهادی پیامبر(ص) نیست، بلکه مخالف صریح سنت و سیرهی آن حضرت صادر شده است. توجه نکردن به گزارشهای متعارض در همان مساله، تقطیع گزارشهای تاریخی، دقت نکردن در سیاق کلی سیرهی نبوی، افتاء بر اساس یک گزارش در باب جهاد که همان گزارش، مخالف سایر گزارشهای منقول از پیامبر(ص) در دیگر ابواب فقه است، همه و همه گویای آن است که فقهای فریقین آنگونه که باید به سیرهی نبوی توجه نکرده و به نوعی عملا هیچ انگاری تاریخ برای آنها امری عادی تلقی شده است. پژوهش حاضر با این فرضیه، به دنبال ریشهیابی، نقد و بررسی شماری از فتاوای فقهای فریقین برآمده و در نهایت بر این اندیشه پای میفشارد که تاریخ و سیرهی نبوی، باید جزء ادلهی اصلی برای استنباط احکام به صورت عملی مورد توجه قرار گیرد و به عنوان مهمترین دلیل و بر اساس همان قواعد و اصول پژوهشی تاریخ مورد استفاده قرار گیرد؛ از سوی دیگر جزء نگری به سنت نبوی و عدم توجه به سیاق کلی سیرهی نبوی، منجر به صدور شماری فتاوای قابل تامل شده است. این فرضیه به دنبال صدور یک حکم کلی نیست، بلکه با توجه به موارد نقضی که به عنوان نمونه بیان شد، از سوی دیگر با تامل در اینکه بحث جهاد مربوط به خون، جان و اموال انسان هاست و این قبیل امور اجتماعی فوق العاده در اسلام دارای ارزش است، حتی در حق دشمنان نیز باید رعایت شود، از جهت دیگر در امور مهمه خاصه که امور مربوط به اجتماع هم باشد، رعایت احتیاط لازم و شرط عقل است، از همین روی با توجه به موارد نقضی که بیان می شد، می توان این باور را تثبیت کرد که احتمال دارد سایر فتاوا نیز اینگونه قابلیت خدشه دار شدن را داشته باشد، لذا بررسی سایر فتوا و تطبیق و همسان سازی آن با سیره نبوی، نه تنها در باب جهاد، بلکه در سایر ابواب دیگر فقه، از آن جهت که سیره نبوی عملا در شماری از فتاوا مورد غفلت قرار گرفته امری لازم و غیر قابل چشم پوشی است.
دانشیار گروه تاریخ و تمدن دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام
ریاست دانشگاه باقرالعلوم (ع)