منظور از دین در این پژوهش، دین اسلام است. رساله حاضر در زمینه فلسفه اخلاق به تعیین چارچوبی کلی برای مکتب اخلاقی دین اسلام و تبیین و بررسی مبانی نظری آن پرداخته است. تأکید بر لزوم آراسته شدن به فضایل اخلاقی به همراه انجام برخی رفتارهای اختیاری، بجای تأکید صرف بر فضایل اخلاقی و یا صرف انجام اعمال اخلاقی، و معرفی سعادت به عنوان هدف اخلاق، سامان بخش ماهیت اخلاق اسلامی است. رابطه دین و اخلاق از منظر درون دینی و نیز از منظر برون دینی هم از جهت ثبوت و هم از جهت اثبات، به همراه آراء اندیشمندان مسلمان درباره آن از جمله مباحثی است که در این مسأله مورد بررسی قرار گرفته است. در بحث از ساختار کلی نظام اخلاقی اسلام، غایت گرایی مورد ترجیح قرار گرفته است. در حالیکه از میان نظریات غایت گراونه، خودگروی اخلاقی به عنوان نظریه اخلاقی اسلام مورد تأیید می باشد. غایت در این نظام اخلاقی که از آن با عنوان سعادت یاد می شود به معنای خرسندی یا لذت پایداری است که از رسیدن به کمال حقیقی برای انسان پدید می آید. مصداق این غایت قرب الهی است. بنابراین می توان گفت که غایت نهایی و مطلوب با لذات در نظام اخلاقی دین اسلام، قرب به خداوند است. بر این اساس هر کاری که تأثیر بیشتری را در تقرب به خدا داشته باشد، ارزش اخلاقی بیشتری خواهد داشت و هر کاری که بیشترین تأثیر را در دور شدن از خدا داشته باشد، پست ترین ارزشها و بدترین رذیلتها خواهد بود. این ساختار کلی، مبتنی بر مبانی معرفت شناختی، هستی شناختی، انسان شناختی و ارزش شناختی است. در بحث از مبانی معرفت شناختی اخلاق، واقع گروی اخلاقی و عین گروی بجای ذهن گروی، مورد دفاع قرار گرفته است. صدق و کذب پذیری جملات اخلاقی و در نتیجه برهان پذیری و ضرورت و کلیت گزاره های اخلاقی، از جمله مباحثی است که واقع گروی اخلاقی مبتنی بر آن است. در پایان در این بخش، سه رهیافت عقلی، وحی و فطرت به عنوان راههای دست یابی به معرفت اخلاقی معرفی شده است. در بحث از مبانی هستی شناختی اخلاقی در اسلام، توحید به عنوان محور نظام ارزشی و اخلاقی معرفی شده است. جریان اصلی علیت در افعال انسانی و ارزشهای اخلاقی و هدفمندی جهان از دیگر مباحث این بخش هستندو و در آخر این نکته مورد تأکید قرار گرفته است که سعادت و مصداق آن(قرب الهی) که غایت اخلاق است، تنها در جهان آخرت تحقق می بابد و اعمال انسان در آن جهان به صورت پاداش و کیفر برای انسان مجسم خواهد شد. در بخش مبانی، انسان شناختی اخلاق در اسلام، انسان دارای روح مجردی دانسته شده که مقوم اوست و دارای اصالت است و حقیقت انسان را تشکیل می دهد و با مرگ نابود نمی شود، این روح تکامل پذیر است. روح انسان قابلیت تکامل وجودی و نیز سقوط از مرتبه انسانی اش را دارد. از نظر اسلام، اعمال انسان در روح او تأثیز می گذارند. تکامل وجودی روح در گرو اعمال اختیاری اوست. اعمال اختیاری انسان می تواند باعث تکامل وجودی روح و یا سقوط روح از مرتبه انسانی اش شوند. در پایان این بخش، کیفیت پیدایش فعل احتیاری و نیز رابطه فعل اختیاری با کمال بیان شده است. ارزشهای اخلاقی چیست؟ عناصر ارزش اخلاقی کدامند؟ نقش آگاهی و اختیار در این رابطه چه می باشد؟ آیا در رابطه ارزش و واقع، ارزشها اموری عینی اند؟ یا اینکه محصول احساسات یا نتیجه قرارداد و اعتبار فرد با جامعه هستند؟ و یا اینکه ارزشها اموری انتزاعی اند؟ در بخش مبانی ارزش شناختی اخلاق در اسلام، به این پرسشها پاسخ داده می شود و سپس با تقسیم ارزش به ذاتی و غیری، کمال اختیاری به عنوان ارزش ذاتی معرفی می شود که مصداق آن قرب الهی است. مقدار درجه این کمال اختیاری به مقدار درجه قرب به خدا است. برای اینکه کاری دارای ارزش مرتبه ای از کمال اختیاری باشد، باید واجد دو شرایط باشد: اول اینکه آن کار با تأمین کمال اختیاری مد نظر تناسب داشته باشد. دوم اینکه نیت فاعل در انجام آن کار نهایتا تامین و وصول به آن کمال باشد. از میان این دو شرط، شرط دوم یعنی نیت از اهمیت بیشتری برخوردار است. زیرا نیت انگیزه نفس برای انجام فعل اختیاری است و اگر نباشد، آن کار محقق نخواهد شد. رفتارهای اختیاری که منجر به کمال اختیاری می شوند، درجات مختلفی دارند، کارهایی که موجب بیشترین کمال می شوند، نزد خداوند محبوب ترند و ارزش بیشتری دارند، و از این جهت نیت نیز با ارزش ترین کارها آن است که مقصود نهایی از انجام آن، تنها قرب به خدا و لوازم آن یعنی بندگی و اطاعت از خدا و محبت و رضایت او باشد.
عضو هیات علمی و دانشیار گروه فلسفه و کلام پژوهشگاه حوزه و دانشگاه
عضو هیات علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)