پاسخ به پرسش چیستی «معنای زندگی» جز از راه شناخت انسان ممکن نیست. معنای زندگی به هر سه معنای هدف، ارزش و کارکرد زندگی، در راستای وجود انسان، استعدادها و تواناییهای اوست. ملاصدرا انسانشناسی را اصل و پایهی همهی معارف و پرسشهای بنیادین میداند که بدون آن دیگر شناختها کامل نخواهد بود. انسان در میان سایر موجودات از امتیازات خاصی برخوردار است که منشأ آن، نفس ناطقه و عقل است. بنابراین ساختار وجودی انسان، ترکیبی از بدن و عقل است. انسان جامع طبیعت و ماوراء طبیعت است. جزء طبیعی انسان اگر زیر پوشش تدبیر عقل قرار نگیرد انسان را از کمال خود باز میدارد. عقل از بدن به منزله ی شرط حضور در طبیعت و به منزله ی ابزار، بهره برداری می کند. انسان به دلیل برخورداری از درک عقلی، به دنبال کشف حقیقت و معنای زندگی حرکت می کند. معنای زندگی انسان تابعی از وجود او و متناسب با وجود اوست. اگر وجود مختص انسانی، به قوه ی عقلی اوست، معنای زندگی نیز در رابطه با قوه ی عقلی مشخص می شود. قوه ی عقلی دو بعد نظری و عملی دارد. انسان در مقام عقل، خالی از غایت و هدف نیست. هدف ایده آل زندگی در نزد عقل، معرفت خداست. از این رو در صدد شناخت خدا و افعال او برمی آید. در این مسیر او به شناخت خود و جهان که فعل تکوینی خدا هستند می-پردازد و سفرهای علمی و عملی چهارگانه را تنظیم می کند. این حرکت ارادی و وجودی انسان، وقتی به غایت می رسد که انسان به اراده و اختیار، تحت فرمان عقل به سوی خدا گام بردارد و در کنار او قرار یابد. ارزش زندگی انسان نیز در سایه ی ارتباط او با خدا و حرکت به سمت او تعیین می شود. بر اساس حرکت جوهری و ثابت نبودن مرتبهی وجود انسان، بر خلاف دیگر ممکنات، انسان جایگاه معینی در مراتب وجود ندارد و از پایین ترین مقامات تا بالاترین درجات می تواند سیر داشته باشد. ملاصدرا ارزش انسان و زندگی او را در گرو رضایت الهی، کرامت انسانی، فطرت، عشق و جاودانگی می داند. کارکرد زندگی، با نقش عمده-ی انسان در عالم هستی که نقش خلافت الهی اوست معین می شود. جانشینی انسان از خدا که با حقایقی همچون ولایت، امانت، وساطت در خلقت، غائیت خلقت و ... همراه است، جایگاه انسان را در دار هستی تعیین می کند. انسان اشرف مخلوقات است آفرینش عالم به خاطر اوست. نقطه ی مقابل این معنا، پوچی است؛ هر چند مادی گرایی و شکاکیت از عوامل اصلی پوچی است اما عواملی همچون مرگ و شرور از علل سوق به سمت پوچی است که در حکمت متعالیه نه تنها پوچی را نتیجه نمی دهند، بلکه از عوامل معناساز زندگی و از راههای رشد و تعالی انسان به شمار میروند. علمزدگی که از عوامل پوچی شمرده شده نه ثمره-ی علم بلکه نتیجه ی کم ظرفیتی انسان و توقف در مراحل پایین عقل می باشد و در حکمت متعالیه که جمع برهان و عرفان و قرآن است هرگز جایی ندارد. کلماتکلیدی: معنایزندگی، ملاصدرا، حکمتمتعالیه، هدفزندگی، ارزشزندگی، کارکرد زندگی، پوچی
بیوگرافی استادیار گروه معارف اسلامی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه خوارزمی تحصیلات دانشگاه باقرالعلوم، قم، ایران دکتری مدرسی معارف، گرایش مبانی نظری اسلام ۱۳۹۰ پایاننامه: معنای زندگی از دیدگاه ملاصدرا دانشگاه باقرالعلوم، قم، ایران کارشناسی ارشد فلسفه و کلام اسلامی ۱۳۸۳ پایاننامه: تأثیر فلسفه در آثار تفسیری ملاصدرا دانشگاه مفید، قم، ایران کارشناسی فلسفه
عضو هیات علمی و دانشیار گروه فلسفه دانشگاه مفید
دانشیار گروه فلسفه و کلام دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام