با پایان یافتن سده دوم میلادی و سده بیستم آن، برای ترسیم آینده تمدن بشری یعنی هزاره سوم میلادی شاهد شکل گیری نگرشها و دیدگاههای نوینی هستیم. دیدگاه نگرش نخست از طرف ساموئل هانتینگتون ارائه شده است، که تحت عنوان نظریه "برخورد تمدنها" می باشد که در آن راهی جز رویاروئی و درگیری برای آینده تمدن بشری پیش بینی نشده است. دیدگاه نگرش دوم که در واقع نقطه مقابل نگرش اول است از سوی سید محمد خاتمی تحت عنوان نظریه "گفتگوی تمدنها" ارائه شده است. طبق این نظریه انسانها و تمدنهای بشری در دهکده جهانی در کنار هم و نه در رودرروی هم قرار می گیرند. آنچه در اینجا قابل ذکر است این مطلب می باشد که گر چه نظریه گفتگوی تمدنها از طرف آقای خاتمی ارایه شده است و سال ۲۰۰۱ به عنوان سال گفتگوی تمدنها نامیده شده است و لکن قبل از آقای خاتمی اندیشمندان زیادی حتی در کشور خودمان ایران، در قبل از انقلاب به این بحث پرداخنه اند. آنچه که به ارائه این نظریه از سوی آقای خاتمی اهمیت داده است، مطرح شدن آن در سطح بین المللی و استقبال عمومی از آن می باشد. در این پایان نامه به بررسی مبانی نظریه گفتگوی تمدنها از نظر اسلام پرداخته شده است. در این راستا ابتدا به تعریف مفاهیمی چون تمدن، گفتگوی تمدنها و سپس به رویکردهای گفتگوی تمدنها پرداخته شده است. نظریه گفتگوی تمدنها نظریه ای است واقع گرا و ارزش گرا و همچنین در جهانی که پر از خشونت و درگیری است برای رسیدن به صلح "گفتگو" امری ضروری است. مبحث بعدی در زمینه اهداف گفتگوی تمدنها است که به چندین هدف پرداخته شده است و بعد به شرایط و موانع گفتگوی تمدنها پرداخته شده است که برای تحقق گفتگوی تمدنها وجود آن شرایط و عدم وجود آن موانع، امری ضروری به نظر می رسد. در قسمت آخر به متولیان گفتگوی تمدنها پرداخته شده است که صاحبان فکر و اندیشه و فرهنگ فقط می توانند متولیان گفتگوی تمدنها باشند. از دیدگاه نوشتار حاضر، مهمترین مبانی نظری گفتگوی تمدنها، عقل گرائی است و بلحاظ نظری تحقیق آن، مستلزم وجود پیش فرضها است. مهمترین این پیش فرضها عبارتند از: یافتن نقاط مشترک، پیروی از علم و آگاهی، به رسمیت شناختن طرف گفتگو و پذیرش وجود اختلاف
استاد تمام گروه علوم و اندیشه سیاسی و معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه شهید بهشتی ، رئیس پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی
استاد گروه علوم سیاسی دانشگاه تهران