مبحث كانونی این رساله،بررسی ومطالعه الگوی فرهنگ سیاسی مدینه نبوی6پس از تشكیل حكومت اسلامی در یثرب است .بدون تردید پیامبر6 توانست با تحولی كه در فرهنگ سیاسی جاهلیت بوجود آورد اعراب را وارد عصر جدیدی بنمایدكه از آن به پایان جاهلیت یادمی كنند.فرهنگ سیاسی اعراب درگذشته درمفهوم و ماهیت ساختار قبیله معنا می یافت و افراد بر حسب جایگاه و موقعیتی كه در چنین ساختاری داشتند به تعاملات سیاسی می پرداختند . فرد تابعی از؟ قبیله بود و نقشی بالاصاله در سامانه سیاسی قبیله نداشت .وجود نوعی فاصله و تمایز میان افراد قبیله به فرهنگ سیاسی قبیله صورتی ویژه می بخشید .اما با ظهور پیامبر اسلام 6قبیله در مفهوم امت اسلامی معنای جدید می یافت و فردیت فرد بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفت . اینكه چگونه این تحول رخ داد؟ مهم ترین پرسش است كه این رساله می كوشد بدان پاسخ گوید. بدین منظور این رساله كوشیده است با بهرمندی از مفهوم فرهنگ سیاسی در نظریه آلموند و وربا ،عناصر اصلی فرهنگ سیاسی را تعریف و سپس با تاكید بر نظریه تحول باطنی شهید صدر ،نشان دهد كه چگونه پیامبر 6توانسته است فرهنگ سیاسی اعراب عصر جاهلی را به فرهنگ سیاسی عصر اسلامی ،انتقال دهد. بررسیهای ما نشان می دهد كه فرهنگ سیاسی اعراب ازفرهنگ تبعی به فرهنگ سیاسی فعال در عصر اسلامی مبدل شده است و مردم خود را در آن شریك وسهیم می دانستند. كلیدواژها: فرهنگ سیاسی،قبیله،تحول باطنی و دگرگونی اجتماعی.
استاد گروه علوم سیاسی دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام
استاد گروه علوم سیاسی دانشگاه باقرالعلوم، رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی