تکوین قواعد فقه را مىتوان همزمان با تاریخ نزول آیات فقهى قرآن و تکوین شریعت دانست زیرا بسیارى از قواعد فقهى ریشه در آیات قرآن دارد؛ مانند قاعده «نفى حرج»، «نفى سبیل» و «لزوم عقد» و برخى دیگر نیز با احادیث شکل گرفته است؛ مانند قاعده «لا ضرر»، «اتلاف» و «لزوم شرط». قواعد فقه در حوزه حقوق بینالملل مانند دیگر حوزههاى علم حقوق به معنى احکامکلى و اصول زیربنایى مستخرج از ادله معتبر شرعى است که بر موارد و فروع متعدد و قابلتوجهى صدق مىکند و به بیان دیگر وضعیت آن مصادیق را به لحاظ شرعى معین و مشخص مىسازد.به کمک این قواعد مىتوان دیدگاه اسلام را در مسائل مربوط به حقوق بینالملل به دست آورد. در پارادایم کلاسیک جامعهشناسى سیاسى، ساختارهاى اقتدار در سطح جهانى، رابطه میان حکومتها و فرآیندهاى جهانى شدن در عرصه اقتصاد، سیاست، فرهنگ و ارتباطات، هویتهاى فراملّى طبقاتى، بخشهاى اجتماعى فراملّى و غیره اولویت یافتهاند. بنابراین با توجه به اینکه در جهان امروز، ارتباطات مؤلفهای از قدرت است، فقه سیاسی میبایست این ارتباط را نهادینه کند تا برای نظام سیاسی تولید قدرت نماید. وجود یک سری قواعد عام و شامل در فقه سیاسی مقتضی نوعی تعامل خاص میان کشورهای مسلمان و غیر مسلمان است که ضوابط فقهی آن را تبیین مینماید. نوشته حاضر تلاش کرده است تا برخی از مهمترین قواعد فقهی را در حوزه روابط بینالملل به کارگیری نماید. در این پژوهش برخی از مهمترین مسائل روز کشور در عرصه بینالمللی از دیدگاه قواعد فقهی ناظر به آنها مورد بررسی قرار گرفته است. قواعد فقهی نفی سبیل، لاضرر، اعتداء به مثل، الزام، دعوت و وداد، از قواعدی میباشند که به عنوان قواعد فقهی پرکاربرد در عرصه بینالملل، جهت بررسی موردی برخی مسائل بین المللی در حوزه تعامل دول اسلامی و غیر اسلامی (دارالحرب و دارالهدنه)، انتخاب شدهاند. مسئله اعزام دانشجو به خارج از کشور، سند ۲۰۳۰، مذاکرات هستهای و برجام، مسئله حمایت ایران از سوریه، استفاده از سلاحهای کشتار جمعی، مسئله صدور انقلاب و رابطه ایران با روسیه و چین از جمله مباحث روزی هستند که در این تحقیق از منظر قواعد فقهی مورد بازنگری قرار گرفته است.
عضو هیات علمی گروه مطالعات سیاسی دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام
ریاست دانشگاه باقرالعلوم (ع)