فرهنگ سلبریتی، در جامعه ایرانی به مدد گسترش بیش از پیش شبکههای اجتماعی در سالهای اخیر بدل به فرهنگی تاثیرگذار شده است. سلبریتیها و به طور ویژه زنانِ سلبریتی نمایندگان و مهمترین راهبران این فرهنگ هستند. مسئله اصلی پژوهش پیشرو، صورت بندی فرهنگ سلبریتی در ایران با تاکید بر صفحات اینستاگرام زنان سلبریتی ایرانی است. پاسخ به این مسئله در قالب سه گام اصلی دنبال میشود. در گام نخست با اتخاذ رویکردی تاریخی ـ معرفتی و با استفاده از روش توصیفی ـ تحلیلی، لایه بنیادین و غیربنیادین فرهنگ سلبریتی تبیین میشود. ماحصل این گام صورتبندی مفهومی فرهنگ سلبریتی مبتنی بر ادبیات جهانی در این حوزه است. عصر شبکههای اجتماعی، عصر فرهنگ سلبریتی است که به تعبیر مارشال با تغییر فرهنگ «بازنمایی» به فرهنگ «ارائه خود» همراه است. «خودبرندسازی»، «خودبهینهسازی» و «خودافشاگریِ جنسی» مهمترین وجوه کنشگری در فرهنگ سلبریتی است. کنشگری در قالب این خودهای سهگانه، به معنای التزام به اخلاق لذت و آشکارگی وجوهِ مختلف خودِ نفسانی (امر قبیح) به منزله امری طبیعی و لذتبخش است. این نحوه از آشکارگی مبتنی بر ادبیات قرانی و متون روایی از کارکردهای قوه شهوی ـ وهمی است. در همین راستا، در گام دوم، فرهنگ سلبریتی بر اساس اندیشه اسلامی بازخوانی می¬شود. یافتهها در این گام حاکی از آن است که فرهنگ سلبریتی، فرهنگ «شهوتِ شهرت» است که دارای ابعاد چهار¬گانه شهوت مال، شهوت شکم، شهوت عاطفی و شهوت جنسی است، البته دیده شدنِ مطلوب در بستر التزام به «عفت شهرت» و متعلقات آن امکانپذیر است. در گام نهایی مبتنی بر یافتههای گامهای پیشین، سه سلبریتی شامل «بهاره رهنما»، «بهنوش بختیاری» و «دنیا جهانبخت» گزینش شده و با تحلیل صفحات اینستاگرامیِ آنان، قواعد و راهبردهای خاصِ سلبریتی شدن به سبک زنان ایرانی استخراج و در قالب شبکه مضامین تبیین شده است. نتیجه نهایی آنکه، سلبریتی شدن، افشای توأمان تمایلات شهوانی در سه سطح خودِ متفاخرانه، خودِ عاطفی و خودِ جنسی در بستر شبکه¬های اجتماعی با هدف غایی وصول و ادراک لذتِ دیده شدن است. وجه متمایز سلبریتیگری در ایران، پیوندهای او با برخی مولفههای دینیِ فرهنگ ایرانی است که در حوزه های ششگانه گرایش توحیدی، تکریم اهل بیت (علیهمالسلام)، پاکدامنی و خانوادهدوستی، فعالیتهای انساندوستانه مردمی، وطن دوستی و لباس پوشیده قابل پیگیری و مشاهده است. کنشگری مجازی سلبریتی در حوزههای ششگانه مذکور دارای نشانههایی مبتنی بر کنشگری عفیفانه است. این شش حوزه بسته به نوع مواجهه سیاستگذارانه با آن میتواند بستر صعود یا سقوط فرهنگ ایرانی ـ اسلامی باشد.
دانشیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام
عضو هیات علمی گروه مطاللعات فرهنگی و ارتباطات
دانش آموخته و همکار آموزشی گروه مدیریت راهبردی دانشگاه باقرالعلوم (ع)