مسأله شفاعت یکی از مباحث مهم و جنجال برانگیز در کلام اسلامی و مبحث معاد است که همواره ذهن متکلمان و اندیشمندان دینی را به خود مشغول ساخته است. این موضوع از آن نظر مهم و در خور توجه است که از سویی با مسأله توحید و از سوی دیگر با عدل الهی ارتباط نزدیک و تنگاتنگی دارد. عده ای به دلیل عدم فهم درست و یا مغرضانه اشکالاتی را در مورد اصل شفاعت مطرح نموده اند و عده ای دیگر چون ابن تیمیه حرانی دمشقی که وهابیت بیشترین تأثیر را از او گرفته است، هر چند از اساس منکر شفاعت نیست و خود به صورت خاصی از شفاعت معتقد است؛ اما طلب شفاعت از اولیای الهی را شرک می داند. او معتقد است که شفاعت حق مختص خداست و طلب شفاعت، عبادت است و به همین دلیل کسانی که از پیامبر و ائمه(ع) طلب شفاعت می کنند مشرک هستند. از طرف دیگر صدرالمتألهین شیرازی بر اساس اصول و مبانی فلسفی به اثبات عقلی شفاعت همت گمارده است. در حکمت متعالیة ملاصدرا، اصل تشکیک، قاعده امکان اشرف و تقدم و تأخر که به تشکیک باز می گردد نقش رکن اثبات عقلی شفاعت را ایفا می کنند. در هر حال محور اصلی نوشتار، پی گیری این مساله است که آیا اساساً می توان شبهات شفاعت را بر پایه ملاحظات عقلی و اصول و قواعد فلسفی پاسخ گفت و علاوه بر نقل، از مبانی عقلی مدد جست؟ ما در این پژوهش سعی نمودیم که با درک حقیقت شفاعت، ثابت کنیم که این موضوع با توحید منافاتی ندارد و طلب شفاعت از اولیای الهی بر اساس ادله عقلی و نقلی درست است و از طرف دیگر، هدفمان این بوده که با کاربردی نمودن آموخته های فلسفی و مرتبط ساختن آن با آموزه های کلامی و مبانی عقیدتی، به رفع شبهاتی که در مورد شفاعت مطرح گردیده، بپردازیم. واژگان کلیدی: شفاعت، شفاعت تکوینی و تشریعی، شرایط شفاعت، توحید، عقل، نقل و حکمت متعالیه.
دانشیار گروه فلسفه و کلام دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام
رئیس پژوهشکده حکمت اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و سردبیر فصلنامه ذهن