وجود انسان وجودی اعتباری و فرعی است که به اعتبار وجود اصیل و در سایه فیضان واجب تعالی موجود گشته است و می تواند قوای ضعیف خویش را در سایه وجود شدید او به فعلیت برساند. در واقع انسان در مسیر تکامل و حرکت اشتدادی خود به مرتبه ای می رسد که می تواند حضرت حق را با قلب خود مشاهده کند. رویت قلبی نوعی علم به خداوند و ارتباط با اوست. البته مراد از رویت، رویت حسی نیست كه در مادیات صورت میگیرد، بلكه منظور رویت با چشم دل است. كه مرتبهای از علم حضوری است. علم حضوری قسمی از علم است كه معلوم بدون واسطه در احاطه عالم است. قلبی بودن رویت مشعر به وجدانی و غیر مادی بودن این نوع از علم و ادراك است كه بدون فكر و استدلال برای اولیاء الله كه به مقام عبودیت رسیدهاند، حاصل میشود. در واقع رویت و نظری كه در برخی از آیات قرآن كریم درباره خداوند بیان شده است به این معناست كه هر كس به اندازه سعه وجودی خود میتواند به مرتبهای از این نوع علم و ادراك برسد. به این ترتیب كه نفس انسان براساس حركت جوهری كه دارد باید مراحلی را طی كند و در این مسیر عقل نظری و عملی خود را به تكامل برساند تا در نهایت با كنار زدن حجابها به اندازه ی سعهی وجودی و تجردی كه پیدا كرده به شهود و رویت قلبی حق نائل شود. واژگان كلیدی: رویت، قلب، ادراك، علم حضوری.
استاد گروه فلسفه و کلام دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام
رئیس پژوهشکده حکمت اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و سردبیر فصلنامه ذهن