این پژوهش در صدد پاسخ به پرسش از جایگاه جامعه مدنی در بین جناههای سیاسی معتقد به نظریه جمهوری اسلامی در ایران است. از بین نیروهای سیاسی، دیدگاههای دو جناح سیاسی موسوم به راست و چپ که تاثیرات عمده ای بر حاکمیت سیاسی دارند، بررسی شده است. نمایندگان جناح راست از تشکلهایی چون جامعه روحانیت مبارز، جمعیت مؤتلفه اسلامی، جامعه اسلامی مهندسین، جامعه اسلامی دانشگاهیان و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، به وجود آمده است و در سوی دیگر، تشکل هایی مثل، مجمع روحانیون مبارز، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، دفتر تحکیم وحدت، حزب مشارکت ایران اسلامی و مجمع مدرسین حوزه علمیه قم، جناح چپ را نمایندگی می کنند. برداشتهای متفاوتی از هر کدام از سنت و تجدد، اسلام و جمهوریت، غرب و تعامل یا ستیز با آن دارند، موجب تفاوت آراء در پذیرش جامعه مدنی یا امتناع آن، به عنوان شاخص توسعه، در بین آنان است. فرضیه این تحقیق مبتنی بر میل به امتناع جناح سیاسی چپ نسبت به استقرار جامعه مدنی (بیش از پذیرش آن) و میل به پذیرش جناح سیاسی چپ نسبت به استقرار جامعه مدنی (بیش از امتناع آن) است. اهمیت این فرضیه، هنگامی آشکار می شود که بدانیم هژمونی هر کدام از دیدگاهها در عرصه سیاسی اجتماعی ایران، سرنوشت تمدن ادعایی جدید اسلامی را تغییر می دهد. این تحقیق با نگاه مقایسهای، به ارزیابی مبانی، زمینهها، شرایط و عناصر جامعه مدنی در نزد جناههای سیاسی فوق، کوششی جهت آسیب شناسی جایگاه جامعه مدنی در ایران امروز است.
استاد گروه علوم سیاسی دانشگاه تهران
عضو هیات علمی و دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی