برای تبیین «تأثیر قرآن بر حكمت متعالیه» ابتدا تأثیر دین بطور كلی بر فلسفه مورد بررسی قرار میگیرد و از آنجا كه فلسفه و دین در بخشی از موضوع كه اثبات حقایق وجود است، مشتركاند و همچنین غایت هر دو، شناخت موجود اول میباشد، در بسیاری از موضوعات، مباحث مشتركی را دارا میباشند و مسلماً تأثیراتی هم بر یكدیگر خواهند داشت. یعنی از طرفی دین در بسیاری از آموزهها به كمك فلسفه میآید و از طرف دیگر فلسفه در فهم حقایق دینی فیلسوف را راهنمایی میكند. صدرالمتالهین در «حكمت متعالیه» به تطابق دین و فلسفه اذعان و در جای جای مباحث، به قرآن استناد میكند. ایشان به طور معمول مباحث فلسفی را مطرح و سپس به آیات استشهاد مینماید و در بعضی موارد، پس از طرح آیاتی از قرآن كریم با ژرفنگری در آنها، مباحث جدیدی را استنباط مینماید (تأویل به معنای صحیح) مانند موضوع حركت جوهری. در این نوشتار با تأمل در اسفار اربعه «خصوصاً» و دیگر آثار صدرا «عموماً»، آیات را با توجه به موضوعات مورد بررسی قرار میدهیم و از بین مباحث متعدد مواردی را انتخاب و مطرح نمودهایم. از جمله برهان صدیقین، مراتب علم حق تعالی، حركت جوهری، معاد جسمانی، تناسخ و .... . واژههای كلیدی: فلسفه، دین، عقل، وحی، حكمت متعالیه، تأویل، روش قرآن در استدلال.
استاد گروه فلسفه و کلام دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام
استاد سطح عالی حوزه علمیه / عضو مجمع عالی حکمت و مدیریت گروه عرفان مجمع عالی حکمت اسلامی