مسئله گوهر و صدف دین یکی از مسائل مهم و مطرح فلسفه دین، در زمان معاصر است. سوال اصلی در این مقاله این است که آیا علامه طباطبایی (ره) و امام خمینی (ره) به عنوان دو فیلسوف برجسته و معاصر اسلامی مطالبی درباره این مسئله مطرح کردهاند و آیا میتوان از دیدگاه آنان تفسیری برای گوهر و صدف دین ارائه نمود؟ بسیاری از فیلسوفان دین غربی معتقدند دین دارای گوهر و صدف میباشد. از نظر برخی گوهر دین، تجربه دینی است و از نظر برخی دیگر اخلاق گوهر دین است و سایر آموزهها صدف دین به شمار میرود. بر این اساس، دین چیزی جز همان تجربه دینی – که امری شخصی است – نمیباشد. در حالی که علامه طباطبایی و امام خمینی حقیقت دین را تجربه دینی نمیدانند، لذا چنین دیدگاهی را در مورد گوهر و صدف دین قابل پذیرش نمیدانند. برخی از نویسندگان برای تبیین گوهر و صدف دین تلاش کردهاند گوهر و صدف دین را بر پایه ذاتی و عرضی دین تفسیر نمایند. در میان عارفان نیز برخی کوشیدهاند گوهر و صدف دین را بر اساس تمایز میان شریعت، طریقت و حقیقت توجیه نمایند. در این میان عدّهای نیز گوهر و صدف دین را قابل تطبیق بر اصول و فروع دین دانستهاند. عدهای نیز معتقدند میتوان از اهداف عالی و میانی دین، تعبیر به گوهر و صدف نمود. مراد از صدف در این اصطلاح عبارت است از یک امر بیارزش و وسیلهای برای دسترسی به گوهر که پس از دسترسی به گوهر، ارزش خود را از دست خواهد داد. با بررسی آثار علامه طباطبایی (ره) و امام خمینی (ره)، میتوان گفت که از نظر آنان تعبیر از آموزههای دینی به گوهر و صدف قابل قبول نیست، زیرا سراسر دین اسلام، گوهر است و در آموزههای دینی چیزی به نام صدف وجود ندارد. بنابراین از آن چه به عرضی دین، شریعت و طریقت دین، فروع دین و اهداف میانی دین تعبیر شده، نمیتوان به منزله صدف دین یاد کرد. زیرا این موارد دارای ارزش ذاتی هستند، نه آن که صرفا وسیلهای برای رسیدن به حقیقت دین باشند. اما آن چه از دیدگاه این دو بزرگوار قابل قبول میباشد این است که همه آموزههای دینی دارای ارزش ذاتی بوده و تنها از نظر اهمیت در مراتب مختلفی قرار دارند، که در رأس همه آموزههای دینی مربوط به توحید قرار دارد. واژگان اصلی: گوهر، صدف، دین، ذاتی، حقیقت، اصول، هدف، علامه طباطبایی (ره)، امام خمینی(ره).