موضوع رساله ی حاضر بررسی مناسبات بنی امیه با قبایل جزیرة العرب بوده است .در این رساله به دنبال طرح سؤال اصلی و فصولی چند، که در نظر گرفته شده هستیم.در فصل اول کلیات و مفاهیم رساله و در فصل دوم معرفی امویان وسیاستهای آنان، در فصل سوم معرفی قبایل بزرگ و تأثیر گذار در مناطق شمالی و مرکزی و مناطق جنوبی جزیرة العرب، سپس فصل چهارم و پنجم به بررسی تعامل و مناسبات بنی امیه (سفیانی و مروانی) با این قبایل پرداخته شده است. بر اساس آنچه در رساله آمده است: اموی ها از ابتدا در برابر دعوت اسلامی ایستادند، با رسول خدا(ص)جنگیدند.اما پس از فتح مکه به اجبار مسلمان شدند. بعد از رحلت پیامبر اکرم(ص)و با توجه به ساختار نظام قبیله ای که در جزیرةالعرب قبل از اسلام وجود داشت ،بنی امیه توانستند بار دیگر آن را تجدید کنند و به مرور وارد عرصه سیاسی شوند و پس از قتل عثمان با امام علی(ع)در افتادند و با تجدید اشرافیت و برتری قبایل عرب برای نخستین بار خلافت را از آن خود کردند. پس از فتوح اسلامی قبایل شمالی و جنوبی به عراق وشام مهاجرت کردند و در صف بندی عراق و شام سهیم شدند.در شکل گیری حکومت امویان در شام ، نزاری ها و یمنی ها شرکت جستند،و هر دو گروه قبایل شمالی و جنوبی در دو رویه ی همراهی و مخالفت با وی شرکت داشتند احیای تفکرات جاهلی از جمله تعصبات قبیله ای،عرب سالاری، سهل انگاری دینی،فساد اخلاقی حاکمان و مبارزه با خاندان رسول خدا(ص)،سیاه شدن کارنامه این خاندان را در پی داشته است. قبایل بزرگ شمالی همچون قریش، اوس وخزرج(انصار) ،یهود،بنی تمیم و. . . ؛قبایل جنوبی همچون همدان ،طی،مذحج،کنده و. . .؛که در زمان حیات پیامبر (ص)وخلفای اولیه به ویژه در فتوحات نقش اساسی داشته اند،در کنار هم در تمامی تحولات دوران خلافت امویان نیز شرکت داشتند، ودر مقابل در همه ی مراحل فراز ونشیب خلافت ،جنبش ها ،حرکت های اصلاحی واجتماعی شیعه در دوران مورد بحث ،نیروهای قبایل عرب شمالی وجنوبی بودند،در این صورت،معیار همراهی و مخالفت ،عقیده بود نه معیار قبیله ای شمالی وجنوبی. واژگان کلیدی: بنی امیه ، قبایل، مناسبات، جزیرةالعرب.
دانشیار گروه تاریخ و تمدن دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام