یکی از جنبههای بررسی اخوان المسلمین مصر، بررسی تحولات ساختاری و نقاط قوت و ضعف طراحی تشکیلاتی آن میباشد. جماعت اخوان که سابقه ۸ دهه کار تشکیلاتی تا پیش از قیام ۲۰۱۱ مصر را داشت، در اثر تطورات ساختاری درونی خود در حالی قدم در این اعتراضات نهاد که از پیش شاهد تنشهای داخلی حادی بود. این تحولات و نحوه عملکرد سوالبرانگیز جماعت باعث میشد در هر قدم اختلافات داخلی جماعت حادتر شود، به گونهای که منجر به جدایی جوانان فعال در بدنه و خروج برخی از بزرگان در راس جماعت شد. این تحقیق تلاش دارد با تکیه بر منابع اصلی و روش توصیفی-تحلیلی به این پرسش پاسخ دهد که اخوانالمسلمین از بدو تاسیس تا کنون چه تحولات ساختاری را تجربه نموده. این تحولات را میتوان در مقاطع دوره تاسیس (۱۹۲۸-۱۹۴۹م)، ناصریسم، (۱۹۴۹-۱۹۷۰م)، بازتاسیس، (۱۹۷۰-۲۰۰۷م)، تلاطم (۲۰۰۷-۲۰۱۱م) و فروپاشی و بازیابی (۲۰۱۳م تا کنون) مورد بررسی قرار داد. حاصل آن که اخوان گرچه به صورت محدود به اقتدار سیاسی دست یافت، اما به دلیل فقدان آگاهی لازم از نقاط ضعف و قوت خود در ساختار به زودی انحطاط و سقوط را تجربه نمود. چه اینکه فروپاشی و تکه تکه شدن جماعت پس از کودتای نظامیان موجب شد تا نتوان اخوان را بازیگری جدی در تحولات اخیر مصر در سالهای پیش رو دانست. ساختار جماعت نقاط قوتی داشت که میرفت تا آن را به مقصود خویش نائل سازد مانند، توان عملیاتی بالا، بقاء در شرایط سخت، تماسُک تشکیلاتی، تاکید بر رسالت اجتماعی، نمایندگی از گفتمان متمایز و مشروعیتساز. اما چالشهای ساختاری آن مانند تشکیلاتبسندگی، اصالت یافتن جماعت، سلسله مراتب هرمی، شبه دولت شدن پیش از موعد و عدم ارتباط نهادینه با نهاد دین و نهاد دانش مدرن باعث شد سقوط سختی را تجربه نماید.
عضو هیات علمی گروه تاریخ و تمدن دانشگاه باقرالعلوم (ع)
عضو هیات علمی گروه مطالعات سیاسی دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام