یکی از مباحث مهمّ در بین مسائل نفس شناسی حکمت سینوی و حکمت متعالیه، مسئله قوای ادراکی نفس میباشد. قوه واهمه به عنوان یکی از این قوای ادراکی می تواند از دو حیث هستی-شناختی و معرفت شناختی مورد تحقیق و تحلیل عقلی قرار گیرد. ابن سینا و ملاصدرا به رغم داشتن نقاط مشترک، در برخی از ابعاد هستی شناختی و معرفت شناختی این قوه با یکدیگر تفاوت اساسی دارند. این اختلاف گاهی ناشی از سه منشأ یعنی؛ نفس، سایر قوای ادراکی و ادراک وهمی بوده و این سه نقش مؤثری در تعیین جایگاه و هویت وجودی قوه واهمه نزد هر یک از این دو فیلسوف خواهند داشت. در بررسی های به عمل آمده در آموزه های فلسفی این دو حکیم توانا بدست می آید که در نظام فلسفی حکمت سینوی و صدرایی هیچ گاه حقیقت و واقعیت قوه واهمه به عنوان یکی از مبادی ثانویه افعال و ادراکات نفسانی مورد انکار قرار نگرفته است بلکه این قوه در هر یک از این دو نظام فلسفی جایگاه و هویت خاص و متفاوتی یافته است. اصول، مبانی و برخی نظریات و آموزه های فلسفی حکمت متعالیه از قبیل نظریه تجرد کلیه قوای ادراکی، اتحاد نفس و قوا و اتحاد علم، عالم و معلوم بر آراء هستی شناختی و معرفت شناختی ملاصدرا درباره قوه واهمه تاثیر گذاشته و موجب اختلاف نظر او با ابن سینا در حوزه هویت و رابطه وجودی با نفس، ادراک وهمی و سایر قوای ادراکی به ویژه قوه عاقله گشته است. همچنین بررسی تطبیقی ابعاد مختلف معرفت شناختی قوه واهمه نشان می دهد که بین این دو حکیم در این حوزه اشتراکات زیادی وجود داشته و صرفاً در ماهیت و هویت وجودی موهوم و ادراک وهمی با یکدیگر اختلاف نظر دارند. کلید واژه ها؛ قوای نفس، قوه واهمه، ادراک وهمی، معرفت شناختی، هستی شناختی، ابن سینا، ملاصدرا.
عضو هیات علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)
استاد گروه فلسفه و کلام دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام