با توجه به اهمیت تربیت در دوران کودکی و تأثیر عمیق و گسترده رسانه ملی در این امر، این پژوهش تلاش دارد با تحلیل و بررسی گفتمان سیاستی موجود در برنامه های کودک و تطابق آن با گفتمان سیاستی مطلوب اسلامی در تربیت کودک به این سؤال پاسخ دهد که «گفتمان سیاستی رسانه ملی در حوزه کودک از چه نقاط قوت و ضعفی برخوردار است؟» روش پژوهش حاضر روش تحلیل گفتمان لاکلا و موف است، به این معنا که ابتدا از طریق تحلیل محتوای کیفی اسناد نوشتاری و تصویریِ مورد نظر تحلیل شده و بعد از بهدست آمدن مفصل بندی گفتمان مطلوب و موجود رسانه ملی، نظام معنایی هر دو گفتمان با یکدیگر مورد بررسی و مقایسه قرار گرفته است. جامعه آماری در این پژوهش برنامه «فیتیله جمعه تعطیله» از سال راهاندازی سند چشمانداز تا 1391 است که از طریق نمونه گیری تصادفی سیستماتیک 19 برنامه از آن انتخاب شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که نظام معنایی گفتمان سیاستی مطلوب اسلامی در حوزه کودک (گفتمان مؤمن مسئول) از عناصر تقویت بنیه علمی، افزایش علاقه و دلبستگی به انقلاب اسلامی، سرگرمی و نشاط، بهداشت و سلامت جسم و آموزش احکام و آموزه های دینی حول دال مرکزی رشد و تربیت دینی و اخلاقی تشکیل شده و عناصر تربیتی، آموزشی، وطندوستی، بهداشت و سلامت جسم، اطلاع رسانی و تعالیم دینی حول دال مرکزی شادی و سرگرمی به همراه غفلت نظام معنایی گفتمان سیاستی موجود در برنامه های کودک رسانه ملی (گفتمان شهروند سرخوش) را تشکیل می دهد؛ با اینکه این دو گفتمان از عناصر و مفاهیمی تقریباً مشابه یکدیگر برخوردارند ولی چون نظام معنایی آنها متفاوت است مفاهیم و مضامین مشابه نیز از معنایی مختلف برخوردار می شوند. بنابراین گفتمان سیاستی موجود در رسانه ملی از گفتمان سیاستی مطلوب اسلامی در حوزه کودک فاصله زیادی دارد و بزرگترین ضعف در این گفتمان حاکم نبودن تربیت اسلامی در برنامه ها و تأکید زیاد بر موسیقی و محور قرار دادن سرگرمی و نشاط در آنها است. واژگان کلیدی: تربیت کودک، تلویزیون، گفتمان سیاستی، سیاست تربیتی، الگوی هنجاری، اصول تربیت.
دانشیار و مدیر گروه مدیریت راهبردی دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام
عضو هیات علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه آزاد تهران شرق