لایب نیتس یکی از فیلسوفان عقلگرای قرن ۱۷ میلادی است که مهمترین نظریات فلسفی او همچون مونادولوژی، هماهنگی پیشینبنیاد و جهانهای ممکن، موضوع بسیاری از تحقیقات علمی و فلسفی در دو قرن اخیر بوده است. برخلاف حوزه فلسفه، نظریات اجتماعی لایب نیتس تاکنون به اندازه کافی مورد دقت و نظر قرار نگرفته است. نظریاتی همچون تلقی پدیدارشناسانه از جامعه، دفاع از مدل حکمرانی مشروطه، تایید وحدت دیفرانسیلی شهروندان و تاکید بر همبستگی اجتماعی با محوریت عنصر دین. نظریاتی که در قرن ۱۷ محصور نمانده و تاثیرات برجستهای بر اندیشمندان اجتماعی قرن ۱۹ و ۲۰ مثل نیچه، فوکو و بوردیو برجای نهاده است. این نظریات از دل مبانی فلسفی لایب نیتس و همچنین وقایع موجود در زندگی او برآمده و از همین جهت میتوان آنها را با استعانت از مدل روششناسی بنیادین و با عطفتوجه به مبانی حکمت اسلامی(بویژه فلسفه صدرایی و عمومات اندیشه اجتماعی مسلمین)، مورد نقد و ارزیابی قرار داد. از این رو در تحقیق حاضر سعی شده تا بعد از اثبات ارتباط درونی نظریات اجتماعی لایب نیتس با مبانی معرفتی و غیرمعرفتی آنها، نقدهایی از جانب حکمت اسلامی به این نظریات و مبانی وارد شود. این نقدها در درجه اول به غلبه روش ریاضی در منظومه فکری لایب نیتس، در درجه دوم به غلبه رویکردهای معرفتشناختی در مبانی فلسفی لایب نیتس و در درجه سوم به غلبه دیدگاههای آرمانی و غیرواقعی در نظریات اجتماعی او مربوط است.
استاد حوزه و دانشگاه / عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی
عضو هیات علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)