در این رساله پس از بازخوانی اندیشه اصالت وجود و تبیین براهین آن به تحلیل انتقادات و اشکالات علامه سمنانی بر اصالت وجود پرداخته و منشأ خطای ایشان را آشکار ساختهایم. آنچه باعث شد که ایشان با نگارش حکمت ابوعلیسینا به بازخوانی مجدد حکمت مشاء بپردازد و اندیشه صدرا را مورد انتقاد جدی قرار دهد در مرتبه اول این امر بود که ایشان اصالت وجود و لوازم آن را مخالف با تعالیم وحیانی دین اسلام و معارف قرآن و سنت میدانستهاند و به همین دلیل عزم خود را جزم کرده و درصدد ابطال ادله اصالت وجود برآمدهاند. بنابراین، علامه سمنانی ابتداءً درصدد ارائه یک کار فلسفی نبودند بلکه به عنوان دفاع از دین به ابطال اندیشه اصالت وجود پرداختند. ایشان اصالت وجود را مستلزم سنخیت و وحدت وجود دانستهاند و این دو را مباین با تعالیم انبیاء میدانند. نداشتن تصور صحیح از محل نزاع باعث شد که ایشان در موارد متعددی از مجموعه آثار خود بحث اصالت را با مباحث دیگر خلط کرده یا از محل نزاع بیرون رود و یا به فهم نادرستی از ادله اصالت وجود دست یابد. خلط حیثیت تقییدیه و حیثیت تعلیلیه، خلط بحث اصالت با بحث جعل، عدم تصور صحیح از محل نزاع، فهم نادرست از ادله اصالت وجود، تعصب دفاع از دین و... باعث شده که این کار علمی ایشان گرفتار ضعف و سستی شود و اشکالات ایشان، خود دارای اشکالات فراوانی باشد. کلمات کلیدی: اصالت، اعتباریت، وجود، ماهیت، علامه سمنانی.
استاد گروه فلسفه و کلام دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام
عضو هیات علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)