در این رساله، به بررسی سیر زندگانی و اندیشه سیاسی - فقهی ملا احمد نراقی پرداختیم. نراقی در عرصه اندیشه سیاسی و تئوری ولایت عام فقیه، گام بلند و منحصر به فردی را برداشتهاند. در فصول اول و دوم زندگی فقهی - فرهنگی که در واقع پیش درآمد اندیشه سیاسی او را شکل می دهد، مطرح مینماییم که در عصر فتحعلی شاه قاجار می زیسته است. در فصل سوم سوانح تاریخی و اوضاع اجتماعی و تحولات سیاسی سلطنت و دودمان قاجار در عصر ملا احمد بررسی میشود چه اینکه هر اندیشهای معمولا در پاسخ به تطورات و تحولات سیاسی و اجتماعی همان عصر مطرح میشود، که ما از دل این حوادث تاریخی و رویدادهای سیاسی، اندیشه نراقی را بیرون کشیده که وی "سلطان عادل و مقلد فقیه" شدهاند. شایان نگرش است که اگر چه بحث ما یک سیر تاریخی را مطرح می سازد ولی لزوما یک جبریت تاریخی بر آن حاکم نیست بلکه اندیشه سیاسی را از روزنه تحولات تاریخی و اجتماعی استخراج نمودیم. در فصل چهارم که عمدهترین هدف پژوهش ما و پاسخگویی به سوال اصلی و فریضه ما را اثبات میکند، به تحلیل عناصر و سازههای اندیشه سیاسی نراقی میپردازد و جایگاه مردم، عدالت، سلطان عادل و ولایت فقیه را تبیین مینماید. نراقی در مجموع گرچه با سلطان وقت یعنی فتحعلی شاه قجر ارتباط نزدیکی برقرار مینماید ولی براساس گفتمان فقهی و سیاسی خویش، صرفا به خاطر اجرای شریعت و فرامین اسلام، آشنا ساختن پادشاه وقت به احکام فقهی و مصالح امور مسلمین، چنین ارتباطی را برقرار میسازد. در پایان با نوزده روایت متواتر و مستفیض، ولایت مطلقه و همه جانبه فقها را اثبات می نماید و بر کلیت و شمول آن پای می فشارد و معتقد است که تمامی اختیارات و وظایف حکومتی که نبی اکرم (ص) و ائمه (ع) دارا بودند، ولی فقیه در عصر غیبت نیز داراست.
استاد گروه علوم سیاسی دانشگاه تهران
عضو هیات علمی و دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی