شیخ انصاری به عنوان فقیهی موسس در سده های اخیر همواره مورد توجه حوزه های علمیه بوده وكتابهای او محور دروس حوزوی قرار گرفته با این وجود علی رغم توجه بسیاری كه نسبت به وی صورت می گیرد یكی از جنبه های اندیشه ای وی بحث از اندیشه سیاسی،اجتماعی وی می باشد كه متاسفانه این بخش از اندیشه وی كمتر مورد توجه قرار گرفته است، پژوهش حاضر با طرح این سوال كه اندیشه سیاسی شیخ انصاری تحت تاثیر چه دلایل وعواملی شكل گرفته ومولفه های اصلی آن كدام است؟ سعی نموده تا با استفاده از چارچوب نظری اسكینر به عنوان یكی از روش هایی كه می توان به بررسی اندیشه یك شخصیت پرداخت به این سوال پاسخ دهدو با ارائه و آزمون این فرضیه كه اندیشه سیاسی،اجتماعی شیخ انصاری متاثر از زمینه های ذهنی وعینی است كه از وی شخصیتی غیر سیاسی ساخته و ایشان را صاحب نظریه هایی چون حسبه، تقیه و...نموده. پژوهش حاضر برای رسیدن به پاسخ این سوال در چهار فصل تنظیم شده در فصل اول به باز خوانی چارچوب نظری اسكینر پرداخته وتا حد امكان آن را تشریح نموده .در فصل دوم به بررسی زمینه های عینی موثر بر تكوین اندیشه و عمل سیاسی شیخ انصاری از قبیل زمینه های اجتماعی ،سیاسی، علمی، خانوادگی و...پرداخته و آنها را مورد توجه قرار داده در فصل سوم زمینه های ذهنی وایدئولوژیك از قبیل مبانی فكری،اخلاقی، علمی وبرخی جریان های معرفتی را مورد توجه قرار داده .در این میان نقش تقیه جایگاه خاصی پیدا می كند. در فصل آخر نیز به مولفه های اندیشه سیاسی شیخ از قبیل ولایت فقیه، حاكم جور، خراج و مقاسمه، عدالت و... پرداخته شده است، با این وجود به نظر می رسد, نقش زمینه های عینی و ذهنی تاثیر بسزایی در شكل گیری اندیشه و عمل سیاسی اجتماعی شیخ داشته تا آنجا كه باعث كناره گیری شیخ از سیاست و حكومت شده و از وی شخصیتی غیر سیاسی ساخته لذا همواره دغدغه شیخ به جای شركت و حضور در سیاست توجه به پایه های فكری و علمی حوزه ها از جمله توجه به نقش حساس فقیه اعلم بوده به هر حال استراتژی شیخ در غالب تقیه، صبر و انتظار، تقویت حوزه های علمیه و در نهایت حفظ شریعت در مقابل حوادث زمانه تا حد زیادی قابل تفسیر است .
استاد گروه علوم سیاسی دانشگاه باقرالعلوم، رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
استاد گروه علوم سیاسی دانشگاه تهران