الزام سیاسی در عمده متون در ضمن بحث مشروعیت بحث میشود. چرایی اطاعتپذیری، «چرا انسانها باید از حاکم اطاعت کنند؟»از منظر فلسفه سیاسی اسلام با روشی توصیفی تحلیلی پاسخ داده میشود. توجیه الزام سیاسی در هر نظامی بر اساس اعتقادات و اهدافی که در نظام سیاسی دنبال میکند متفاوت است. دیدگاههای غیر دینی با اصولی مانند قانون طبیعی یا اراده انسانی در قالب؛ اختیارگرایی، غایتگرایی و وظیفه گرایی و دیدگاههای مبتنی بر حاکمیت الهی با تاکید بر مرجعیت الهی در صدد تبیین اطاعتپذیری میباشند. رویکردهای مذهبی و به طور خاص اسلام، الزام سیاسی را در قالب یک اندیشهی وحیانی مدعی سیاست ارایه میکنند. درواقع الزام سیاسی، به گونهای الزام دینی میباشد؛ یعنی تعهد و تکلیف فرد به متابعت از حاکمیت الهی و قوانینی که از سوی یک مرجع ماورایی وضع، و توسط واسطهای به مردم ابلاغ شده. با بیان مبانی؛ خداشناسی، انسانشناسی و فرجامشناسی و پیوند آنها به یکدیگر، لزوم اطاعت از حاکم الهی اثبات میشود. با توجه به خصوصیات انسانی و اجتماعی نوع بشر، اثبات حقانیت حاکمیت الهی با براهین عقلی و سعادتطلبی ذاتی انسانها، این مهم اثبات میشود. به دنبال توجیه لزوم اطاعتپذیری و الزام سیاسی در برابر حاکم الهی، آثار فراوانی در ابعاد فردی و اجتماعی زندگی انسان برای او اثبات میگردد. به این ترتیب است که انسان به رغم خصلت آزادیخواهانه و میل و گرایش طبیعی به آزادی، خودخواسته و با میل باطنی، خویشتن را در چارچوب این الزامات قرار می دهد.
عضو هیات علمی گروه مطالعات سیاسی دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام
استاد گروه علوم سیاسی دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام