این پژوهش در سه فصل تنظیم شده است که به اختصار به بیان آن خواهیم پرداخت: در فصل اول کوشش شد تا آسیبهای که در انقلابات و حکومتها به وقوع پیوسته است را بررسی نماییم، حکومتهای غیر دینی و دینی در یک نقطه به هم میرسند و آن استبداد است. برینتون در بررسی چهار انقلاب دنیا به این نتیجه میرسد که انقلابیونی که علیه استبداد به مبارزه برخاسته بودند خود گرفتار استبداد دیگر شدند. استاد مطهری بزرگترین عامل شکست انقلاب را سلب آزادی تفکر از جامعه میداند کواکبی با بررسی حکومت عثمانی به این نتیجه میرسد که قدرت سیاسی برای مشروعیت بخشیدن خویش لباس دین بر تن می نماید. در فصل دوم آسیبهای معرفتی انقلاب مورد بررسی قرار گرفت. یکی از آسیبهایی که از این ناحیه به انقلاب اسلامی وارد خواهد شد آن است که سیاست دینی تبدیل به دین سیاسی شود بدین معنا که دین به صورت ابزاری در خدمت سیاست قرار گیرد. برای پرهیز از چنین آسیبی دو راه پیشنهاد شده است: یکی آنکه جنبه معنوی دین تقویت و مورد اهمیت قرار گیرد و دیگر آنکه حکومت و حاکمان دینی را نباید مثل دین مقدس دانست. بدین معنی که عده ای در صدد تقویت جنبه سیاسی و حکومتی ولایت فقیه بر آیند و بعد معنوی و ارشادی ولایت فقیه را که میتواند نزد افکار عمومی از استقبال خوبی برخوردار گردد. به فراموشی سپارند. در فصل سوم آسیبهای اجتماعی انقلاب مورد بررسی قرار گرفت. یکی از آسیبهای اجتماعی، افت مشارکت سیاسی مردم است که مرتبط با عملکرد نظام با مردم خویش است. بحران هویت نسل جوان یکی دیگر از آسیبهای اجتماعی است که مشکل را بیشتر متوجه نسل اول انقلاب میداند چرا که فرهنگ خودی و فرهنگ غرب را برای نسل جوان به خوبی و صادقانه تبیین نموده است و این امر زمینه جذب جوانان را به دیگر فرهنگها فراهم نموده است. سومین آسیب مورد بررسی توطئه زدگی است بدین معنا که عدهای با بزرگ نمایی توطئه بیگانگان در صدد انحراف افکار عمومی از واقعیات و مشکلات جامعه هستند.
عضو هیات علمی و دانشیار گروه علوم سیاسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
استاد تمام گروه علوم و اندیشه سیاسی و معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه شهید بهشتی ، رئیس پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی