نظریه پیشرفت سیاسی اسلامی و الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت برخوردار از علل چهارگانه مادی، غایی، فاعلی و صوری هستند. سرشت قدسی و متعالی این نظریه و الگو مرهون اتخاذ رویکرد متعالی در علل آنهاست. کما اینکه سرشت عرفی و متدانی نظریه-های توسعه سیاسی غربی برآیند رویکرد متدانی در علل آنهاست. مقصود از علت مادی نظریه و الگو پیشرفت سیاسی اسلامی مبانی و منابعی همچون مبانی هستی شناختی، معرفت شناختی و انسان شناختی است. در مبانی هستی شناختی انواع مختلف هستی همچون هستی های مادی و مجرد حقیقی و اعتباری و اوصافی همچون حرکت جوهری و همبستگی علی مفروض انگاشته می شود. در بنیادهای معرفت شناختی انواع و مراتب معرفت همچون معرفت حضوری و حصولی و نظری و بدیهی و نیز روشهای وحیانی، شهودی، عقلی و تجربی مدنظر قرار می گیرد. در مبانی انسان شناختی فطرت و سرشت توحیدی انسان، سعادت و کمال بشری، اختیار و آزادی، طبع اجتماعی انسان و تعدد مراتب انسانی مورد بررسی و مداقه قرار می گیرد. علت غایی نظریه و الگوی پیشرفت سیاسی اسلامی با نگاهی جامع، قرب الهی را به عنوان غایت نهایی از خلقت انسان و تشکیل جامعه دانسته و رفع نیازهای مادی را غایت متوسط می داند. علت فاعلی در نظریه و الگوی پیشرفت سیاسی اسلامی اشاره به کارگزاران مستقیم و غیرمستقیم دارد که عهده دار تاسیس و تدبیر نظام سیاسی پیشرفته بوده و در تداوم ولایت تشعریعی و تکوینی الهی به ایفای نقش میپردازند. در همین راستا انواعی از بایسته های اعتقادی، اخلاقی و رفتاری جهت ایفای نقش کارگزاری مورد بررسی قرار می گیرد. علت صوری نظریه و الگوی پیشرفت سیاسی اسلامی به ساختارها و نوع چینش خرده ساختارها به-منظور ایجاد زمینه مناسب در جهت حصول اختیاری غایات از خلقت انسان و تشکیل نظام سیاسی پیشرفته اسلامی می پردازد.
استاد گروه علوم سیاسی دانشگاه باقرالعلوم، رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
استاد تمام گروه علوم و اندیشه سیاسی و معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه شهید بهشتی ، رئیس پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی