رساله حاضر درصدد بررسی این سوال است که: استلزامات معنویت توحیدی درپیشرفت سیاسی چیست و از این حیث چه انتقاداتی به الگوی اسلامیایرانی پیشرفت وارد است؟ از منظر امام خمینی معنویت توحیدی در مبانی مانند مبنای اطاعت از امام معصوم و ولایت فقیه ، در آرمان مانند آرمان جاری نمودن توحید در تمام ابعاد زندگی فردی و اجتماعی، در رسالت مانند رسالت ایجاد امنیت و آرامش روحی و جسمی، در چشم انداز مانند افق رسیدن به سعادت در تمام جنبه ها و در تدابیر مانند تدبیر انسان سازی، تحکیم ساختار سیاسی تشیع ، تشکیل حزب مستضعفین جهانی و... استلزماتی را در پیشرفت سیاسی به همراه دارد که سند الگوی پیشرفت را اصلاح و تکمیل می نماید. روش این نگارش توصیفی- تحلیلی با توجه به منابع کتابخانه ای می باشد. در چارچوب تحلیلی یعنی معنویت توحیدی از دیدگاه امام خمینی ، با توجه به نظریه دو فطرت؛ از فطرت مخموره به انسان عالم و عادل و به سیاست و حکومت معناگرای توحیدی و پیشرفت در این راستا و از فطرت محجوبه به انسانهای شهوت طلب و سلطه طلب و به سیاستها و حکومتهای ظاهرگرای مادی و معناگرای شیطانی و پیشرفت در این راستا میرسیم. بررسی مبانی، آرمانها ، رسالت ، چشم انداز و تدابیر پیشرفت در سه نوع حکومت مذکور از منظر امام خمینی، ما را به این نتیجه رساند که تمام شاخصهایی که در این دولتهای سه گانه مطرح شد ، در واقع انتقاد به معنای تایید اشتراکات و نقد اختلافات با شاخصهای سند الگوی پیشرفت است. به طور مثال در مبانی مبنای اتصال جامعه به حلقه توحید ، امامت ولایت و در بخش آرمانها، رسالت و چشم انداز مساله جهاد و شهادت در مواجهه با دولتهای برانداز و زمینه سازی حکومت حضرت و جاری کردن توحید در ساحتهای مختلف میتوانست پررنگ تر باشد. در بخش تدابیر به سازوکارهای مربوط به انسان سازی و نقش ویژه زنان و تشکیل حزب جهانی مستضعفین و حفظ دستاوردهای ولایت فقیه و تقویت ساختارسیاسی شیعه و تدبیر براندازی اسرائیل میتوانستیم به گونه قوی تری توجه کنیم و برای آنها سازوکارهای ویژهای در بخشهای مختلف معین نماییم. بعلاوه الگوی پیشرفت ملاحظه شده بطور کلی در چینش و ساختار مطالب میتوانست شکل الگویی مطلوبتری ارائه دهد. خلاصه گویی در برخی قسمتها موجب عدم درک مطلب توسط مخاطب و عدم تشخیص نهادهای مختلف برای انجام وظیفه خود در راستای الگو میباشد. در بخش اسناد بالا دستی به این نتیجه رسیدیم که الگوی پیشرفت تلاش کرده که برنامههایش مغایر با قانون اساسی و دیدگاه مقام رهبری نباشد اما آیا عدم مغایرت کافی است؟ البته در برخی جاها از جهت ایجابی هم به اسناد بالا دستی توجه داشته است مثل توجه به ایجاد تمدن نوین اسلامیاز منظر رهبری؛ سرانجام رساله پیشنهاداتی در دو حوزه نظری و عملی ارائه کرده است. اولین نوآوری این رساله ورود به بحث پیشرفت سیاسی از منظرتوحید و شناخت اضداد آن می باشد . دیدگاه پیشرفت در دولتهای سه گانه موضوع جدیدی در اینباره و نیز در نقد سند الگو است. اتخاذ دیدگاه امام خمینی به عنوان عالمی اسلام شناس و مصداق ولی فقیه ،بر نوآوری کارافزوده است. با توجه به مبنای نظریه دوفطرت در قدم های بعدی می تواند برای ادیان و مکاتب انسانی راهگشا باشد.
استاد گروه علوم سیاسی دانشگاه باقرالعلوم، رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
عضو هیات علمی گروه مطالعات سیاسی دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام