این مقاله با مشارکت محمد سعیدی مهر و سید عباس ذهبی نوشته شده است. از جمله مباحث نوپا در عصر حاضر حرکت در مجردات است که هرگونه تلاش در جهت نفی یا اثبات آن، آثار و نتایج متفاوتی را رقم میزند. پایه اساسی نفی حرکت در موجودات مجرد پذیرش هیولی و قوه است که بیشتر فیلسوفان تلقی به قبول کردهاند. با توجه به اینکه تألیفات ملاصدرا مشحون از تنزه مجردات از قوه و تغیر و حرکت است، قاعدتا وی قائل به ثبات مجردات است؛ اما در عین حال در مواضعی از آثار خویش به نکاتی اشاره کرده است که آن نکات لوازم و نتایجی را به دنبال دارد که سرمایهای مهم در جهت ارائه تصویری عقلی از حرکت در مجردات است. مقاله حاضر میکوشد آن نکات را برجسته کرده، درنهایت حرکت در تمام موجودات امکانی را اثبات کند. علم به معدوم در تفکر اسلامی در دو جایگاه مهم مطرح است: یکی در مباحث الهیات بالمعنی الاخص که در باب علم خداوند به امور جزئی پیش از ایجاد اشیا مطرح می شود و دیگری در مباحث معرفتشناسی، بهویژه مسئله وجود ذهنی مطرح میگردد. در این میان ملاصدرا با رد نظریات معتزله و برخی صوفیه، مانند ابنعربی که برای معدومات شیئیت و ثبوت قائلاند، ابتدا معدوم را به بسیط و مرکب تقسیم میکند و علم به آنها را به واسطه مقایسه و اجزای وجودی قابل حصول میداند؛ اما چنانکه وی اعتراف میکند این پاسخ متعلق به خود او نیست و ظاهرا نظر مشهور میباشد. ملاصدرا سپس همچون دیگر مباحث، نظر نهایی خود را نیز مطرح میکند. وی معتقد است قدرت عقل و ذهن انسان بهگونهای است که میتواند حتی امور محال، مانند معدوم و ممتنع را نیز تصور کند. البته به عقیده وی صرفا میتواند مفهوم و عنوان آنها