این مقاله با مشارکت مهدی عوض پور و حمدالله اکوانی نوشته شده است. گفتمان سلفی وهابی پس از یک قرن منزلت هژمونیک، از دهه ۱۹۷۰ با چالشهای درونگفتمانی مواجه شدهاست. گفتمان صحوه (بیداری) یکی از گفتمانهایی است که در چالش با گفتمان سلفی وهابی در عربستان سعودی شکلگرفت و بهدنبال بازاندیشی در بنیادهای فکر سیاسی گفتمان سلفی وهابی بودهاست. مقاله حاضر با استفاده از تحلیل گفتمان لاکلاو و موفه به بررسی چگونگی شکلگیری و منازعه معنایی گفتمان صحوه با گفتمان سلفی وهابی میپردازد؛ این گفتمان، ضمن نقد تجویز «تبعیت» و بیتفاوتی سیاسی در گفتمان سلفی وهابی از آموزههای سیاسی اخوانالمسلمین بهرهگرفته و با تأکید بر احیای نقش دین در جامعه و سیاست، بهدنبال واسازی گفتمان سلفی و همزمان رقابت با گفتمان اسلام شیعی بودهاست. یافتههای مقاله نشانمیدهند که هدف نهایی این گفتمان، شکستن انحصار گفتمان رسمی وهابی و پرداختن به سیاست و اسلامیکردن جامعه از رهگذر کنش سیاسی بودهاست؛ این گفتمان توانست دال مرکزی سیاسی گفتمان سلفی وهابی را که «تبعیت» از حاکمان است، متزلزلکند. صحوه اگرچه در ساحت سیاست رسمی هژمون نشد و گفتمانهای رقیب بهصورت جدی به ساختارشکنی از دالهای گفتمان صحوه پرداخته، با قدرت گفتمان و «قدرت پشت گفتمان» از هژمونشدن آن جلوگیریکردند، در زیست جهان فرهنگی و اجتماعی مسلمانان اهل سنت ازجمله گفتمانهای واجد اعتبار و دسترسی است.