خانواده به مثابه سنگ زیرین ساختمان جامعه، جایگاه رفیعی در سنت دینی دارد و مهمترین نهاد اجتماعی و عامل اساسی پیشرفت و شکوفایی شهروندان جامعه است. قرآن و سنت، به عنوان مصادر اصلی فقه و حقوق اسلامی، بر رعایت حقوق والدین به عنوان رکن اصلی خانواده تأکید ویژه دارند. خشونت خانگی فرزندان علیه والدین بنیان خانواده را متزلزل میکند. پرسش این پژوهش آن است که: فرزندان از نظر حقوقی چه مسئولیت کیفریای در برابر خشونت خانگی علیه والدین دارند و نظام حقوقی ایران تا چه میزان توانسته است از ایشان در برابر افرادی که حریم خصوصی والدین را محترم نمیشمرند، دفاع کند؟ هدف از پژوهش حاضر واکاوی سیاستهای پاسخدهی کیفری در قبال جرایم ارتکابی علیه والدین، بهویژه سالمندان و ناتوانان و همچنین حمایتهای قضایی افتراقی از آنها است. به نظر میرسد با وجود مبانی مستحکم در جرمانگاری علیه خشونت خانگی در برابر والدین، قانونگذار از این ظرفیت حقوقی استفاده شایانی نکرده است. لذا ضرورت دارد جایگاه ویژهای در قوانین کیفری برای حمایت از والدین در نظر گرفته شود. واکاوی قوانین ایران نشاندهنده ضعف و ابهام قوانین مربوط به خشونت علیه والدین است. با این حال، اجتناب از تورم کیفری اقتضا میکند در انتساب مسئولیت کیفری نگاه واقعبینانهتری داشته باشیم. پژوهش حاضر، با روش کتابخانهایاسنادی در مقام گردآوری، و رویکرد توصیفیتحلیلی در مقام داوری، با واکاوی ابعاد گوناگون این موضوع، به تجزیه و تحلیل مبانی فقهیحقوقی گستره حمایت حقوقی از والدین در برابر خشونت خانگی میپردازد. نویسندگان : حسن غروی (دانشآموخته درس خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم و دکتری فلسفه اسلامی، دانشگاه باقرالعلوم) - محدثه مهرابی زاده ( دانشجوی دکتری مطالعات زنان، گرایش حقوق زن در اسلام، دانشگاه ادیان و مذاهب) - محسن فتاحی (استادیار دانشکده زن و خانواده، دانشگاه ادیان و مذاهب)