نهادهای بینالمللی حکمرانی خوب را در پاسخ به اوضاع نامطلوب جوامع در حال توسعه ارائه کردند. این الگو بیشتر بر مهندسی اجتماعی تکیه دارد تا بر مهندسی فنی. الگوهای مهندسی اجتماعی بر رویکردهای شهروندمدار تأکید دارند و بخشی از حکمرانی را بر عهده شهروندان و به تعبیری جامعه مدنی میگذارند. در الگوهای جدید نحوۀ تعامل دولت و شهروندان از اهمیت برخوردار است و دولتها بازیگر اصلی بهشمار نمیآیند؛ بلکه بازیگران مختلفی از جمله دولت و نهادهای مدنی و شهروندان سهمی در حکمرانی دارند. ازآنجاکه طراحان این الگو اجرای آن را متناسب با زمینهها و شرایط زیستبوم هر یک از جوامع درحالگذار میدانند، این نوشتار با رویکردی بومگرایانه به دنبال ارزیابی این الگو با زیست بوم ایرانی است. بنابراین به دو جنبه توجه کرده است: نخست، جنبههای فرهنگ دینی که اساسیترین رکن هویت جامعه ایرانی است و دیگری، ظرفیتهای محیطی برای انطباق یا عدم انطباق این الگو در ایران. بررسیها نشان میدهد شاخصها و ویژگیهای حکمرانی خوب در سطح کلان توسط آموزههای دینی قابل استناد است، اما این شاخصها به لحاظ معنایی و انطباق با آموزههای اسلامی تفاوتهایی دارند. به لحاظ محیطی نیز ظرفیتهای قانونی این الگو را پشتیبانی میکنند؛ اما موانع ساختاری و کارکردی اجرای آن در جامعه ایران را با مشکل روبرو ساخته است.