اسلام کامل ترین شناخت از انسان را که همه ابعاد او را دربرگرفته باشد، ارائه کرده است؛ در حالی که در شناخت انسان و فصل ممیز بین انسان و حیوان، در حیطه خواسته ها و گرایش ها، مهم ترین موضوعی که این جا مطرح شده، «فطرت» آدمی است. بدون توجه به اصل فطرت، بسیاری از معارف اسلامی درک نخواهد شد؛ بدین جهت، بسیاری از اندیشه وران از این اصل مهم به «ام المعارف اسلامی» یاد می کنند و معتقدند که درباره فطرت، سخن بسیار گفته شده است؛ اما کمتر به ژرفای آن و ابعاد گسترده ای که دربر می گیرد، توجه می شود. اغلب می بینیم که افرادی از فطرت دم می زنند؛ ولی چون به ابعاد گسترده آن درست توجه ندارند، نظریاتی را که سرانجام برمی گزینند، ضد این اصل است. یکی از مهم ترین مباحثی که در قرآن کریم و در روایات امامان معصوم(ع) بر آن تاکید شده، مساله فطرت است که از جمله، فطرت انسان و فطری بودن دین و اعتراف رسمی انسان به ربوبیت الاهی از جمله مسائلی است که آیات و روایات به آن اشاره دارند. فطرت که آفرینش ویژه به شمار می رود، اصلی ترین سرمایه و برترین ره توشه ای است که خداوند عالم انسان را از آن نعمت بزرگ که سرشت خداشناسی آمیخته با گرایش و دلپذیری حق طلبی است بهره مند ساخته، همواره وی را به حفظ و حراست آن سفارش می کند. در این مقاله سعی بر آن است که با تبیین چیستی فطرت و ابعاد آن به مساله فطرت در قرآن پرداخته، و مساله فطری بودن دین با توجه به آیه۳۰ سوره روم (۳۰) تحقیق و بررسی شود.