ارتباطات ميانفرهنگي، اگرچه همزاد بشر است، اما امروزه به يکي از مشخصههاي بارز حيات اجتماعي مبدل گشته و پرسشهاي فراواني را براي بشر امروز مطرح ساخته است که توجه به آنها، مديريت ارتباط در محيطهاي چندفرهنگي را تسهيل ميکند. اين پژوهش، با هدف بررسي مهمترين مسائل عرصه ارتباطات ميانفرهنگي و با تکيه بر منابع مکتوب و روش توصيفي اسنادي، به مسئلهشناسي در اين خصوص ميپردازد. يافتههاي پژوهش نشان ميدهد علاوه بر تعريف ارتباطات ميانفرهنگي، که از نظر گستره و مصاديق مورد اختلاف جدي است، ملاک ميانفرهنگيت، تفاوتهاي فرهنگي، هوش فرهنگي، درک متقابل و سوءتفاهم و تلقي از «ديگري»،پارهاي از مهمترين مسائلي است که موفقيت و ناکامي ارتباطات ميانفرهنگي به آنها وابسته است. اين مسائل، بهويژه هنگامي برجسته ميشوند که از نگاه اسلامي و هنجاري مورد بررسي قرار گيرند. رويکرد اسلامي، بهويژه در ملاک ميانفرهنگيت، تفاوت فرهنگي، تغيير فرهنگي، تلقي از ديگري و بيخانماني ذهن، با نگاههاي رايج متفاوت است؛ يعني مسئله بودن پارهاي از موضوعات ميانفرهنگي، ناشي از نگاه هنجاري است. ويژگي اين پژوهش نيز در همين نکته نهفته است.
دانش آموخته دکتری رشته فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم (ع) و استادیار جامعه المصطفی العالمیه