ارسطو يكى از بزرگ ترين متفكّران جهان محسوب مى شود. او نقطه عطفى است در تاريخ فلسفه غرب و به طور كل، در تاريخ تفكّر و انديشه كه تأثير بسيارى بر فيلسوفان پس از خود گذاشته است; به همين دليل، اهميت زيادى در تاريخ فلسفه دارد. ارسطو در مورد بعضى از دانش ها و موضوعات فكرى همچون منطق، تبيين مسئله صورت و نقش آن در واقعيت اشيا و در مسئله شناسايى و نيز در تبيين مسئله حركت، مؤسّس و مبدع به شمار مى آيد. اگرچه بخش هايى از فلسفه او امروزه مردود اعلام شده، اما بعضى از نظرات او، بخصوص منطق و فلسفه اخلاق بيش از بيست قرن بر تاريخ معرفت و در نزد بعضى، تاكنون سيطره داشته است. نظريه هاى او ممكن است خطا باشند، اما روح عقل گرايى سرسختانه اى كه او وارد حوزه همه مسائل گوناگون مورد بحثش كرده، تعجّب برانگيز و قابل تحسين است. نظرات ارسطو ارتباط مستقيم و تنگاتنگى با فلسفه اسلامى دارند; چرا كه منبع درجه اول آن محسوب شده و تأثير عمده اى در ساختار و شكل گيرى اين سنّت فلسفى داشته است، تا حدّى كه بيشتر نظرات او در متافيزيك و الهيّات همچنان مورد قبول است. يكى از معروف ترين و دشوارترين كتاب هايى كه در تاريخ فلسفه غرب به رشته تحرير درآمد كتاب مابعدالطبيعه ارسطو است. اين كتاب كليد فهم ساير آثار و نظرات ايشان است و آثار وى كليد فهم فلسفه غرب مى باشد، به طورى كه تأثير و نفوذ عظيمى درتحول فكرى اروپا داشته است. به تعبير دكتر شرف، «متافيزيك تاج فلسفه ارسطو است.»۱برداشت هاى گوناگون و غالباً متضاد از آن، بخش چشم گيرى از تاريخ تفكر فلسفى را تشكيل مى دهد و بيش از دو هزار سال انديشه فلسفى را به خود مشغول داشته است. اندكى پس از مرگ ارسطو تاكنون، شرح ها و تفسيرهاى بسيارى پديد آمد كه همه آن ها كوشش هايى براى حل مسئله متافيزيك بوده اند، و اين نشان از اهميت اين موضوع علمى و شناسايى مسائل آن دارد. عنوان «متافيزيك» از خود ارسطو نيست. وى در آثار ديگرش، به مطالبى كه موضوع هاى عمده اين نوشته ها را تشكيل مى دهد، عنوان «فلسفه اولى» يا «فلسفه نخستين» داده است. درباره اينكه چه كسى عنوان متافيزيك را بر آن دسته از نوشته هاى ارسطو داده، بين ارسطوشناسان اختلاف است. بعضى همچون رينر (Reiner)، يكى از محققان فلسفه، آن را به ادموس ردسى نسبت مى دهند. عده اى ديگر معتقدند: آندرونيكوس ردسى (نخستين گردآورنده و ويراستار آثار ارسطو) اين عنوان را به آن نوشته ها داده; چون پس از رساله هاى مربوط به طبيعت قرار داشت و نامى براى آن نيافت. به همين دليل، عنوان «مابعدالطبيعه» يا «متافيزيك» (آنچه پس از كتاب طبيعت قرار دارد) را برگزيد. بايد يادآور شد كه مجموعه متافيزيك همانند برخى ديگر از آثار ارسطو، به شكل كتابى مستقل نوشته نشده بود، بلكه مجموعه سخنرانى ها، يادداشت ها و تقريرهاى شاگردان وى بود كه بعدها از سوى ديگران به شكل دسته بندى هاى جامع و نسبتاً مرتّب و منسجم براى آموزش گردآورى شد. متافيزيك ارسطو شامل چهارده كتاب است كه در آن ها به مسائل گوناگون متافيزيكى پرداخته. بنيادى ترين مسئله متافيزيك ارسطو، مسئله «وجود» است. ارزش حكمت (فلسفه الهى) و تفاوت آن با فلسفه طبيعى و فلسفه رياضى، شناخت مبادى و علل نخستين، بطلان تسلسل در علل، جوهر و اقسام آن، عرض، ماده و صورت، قوّه و فعل، تبييين حركت، شدن (صيرورت)، متعلّق شناخت، و نقد بر نظريه «مُثُل» افلاطون از مباحث و مسائل مهم متافيزيك ارسطو هستند. مبحث «الهيّات»، كه اخص از كلمه «متافيزيك» است و ارسطو عنوان «فلسفه اولى» به آن داده، از مهم ترين مباحث متافيزيك است كه به دليل اهميت زياد و گستردگى مسائل و مباحث آن، تقريباً به شكل علم مستقلى درآمده است. از اين رو، در اين مقاله از پرداختن به آن صرف نظر شده است.
استادیار گروه اخلاق اسلامی دانشگاه معارف اسلامی