سقوط رژیم اقتدارگرا و قبیله محور قذافی پس از کشته شدن وی در جریان جنـگ داخلی لیبی به دست انقلابیون، پرسش از آینده ساختار سیاسی این کشور را جلـوهگـر ساخت . قذافی در طی چهار دهه حکومت فرد محور خود با سیاست هایی چون نابودی هر نوع گروه اجتماعی خود بنیاد، نابودی هر نهاد سیاسی و ملی در برابر قبیله گرایی و جلوگیری از چرخش نخبگان، جامعه ای از هم گسـیخته ، واگـرا و مضـمحلی بـه ارث گذاشته است که پس از کشته شدنش ، عرصه سیاسی در این کشور را در فضای ابهام و تیره ای فرو برده است . در این راستا نوشتار حاضر سعی دارد با محوریت این پرسش که « مهم ترین عوامل بحرانزا در شکل گیری سامان سیاسی نوین لیبی چیست ؟» به بررسی آینده سیاسی این کشور بپردازد. برای پاسخ به این پرسـش تـلاش شـده تـا بـا مـرور مفاهیمی در مورد سامان سیاسی، مهم ترین عوامل بحرانزای پیش روی این کشور مورد بررسی قرار گیرد که پاسخ موقت به این پرسش آن است که نوع ساختار اجتماعی لیبی که برساخته ارتباط قبایل مختلف در این کشور است و نابودی هر نوع نهاد اجتماعی و سیاسی در دوران حکومت قذافی در کنار عوامل داخلی و خارجی دیگر موجـب شـده تا تعادل بخشی و اجماع بین گروهای متضاد سیاسی انجام نگیرد که در نتیجه رسیدن به سامان سیاسی در لیبی بسیار سخت و ناممکن شود.