این مقاله با مشارکت مریم جانقربان نگاشته شده است. فرهنگ و سازمانهای فرهنگی پس از انقلاب اسلامی ایران همواره با نگاهی هزینهای و نه سرمایهای مورد توجه قرارگرفتهاند. این در حالی است که فرهنگ همواره از جایگاهی راهبردی برای نظام جمهوری اسلامی ایران برخوردار بوده است. نخستین گام برای تغییر چنین رویکردی، تدوین سیاستهایی جهت اصلاح نظام سازمانی در سطح کلان است. با چنین نگاهی، مقاله حاضر مجموعه ویژگیهای مدیر شایستۀ فرهنگی را برشمرده و به مدلسازی در این حوزه پرداخته است. مقاله شامل سه بخش اصلیِ بررسی و صورتبندی مسئله در ایران، بررسی و نقد سیاستهای موجود و در نهایت، پیشنهاد سیاستهای مطلوب است. در واقع، نگارنده برای دستیابی به سیاستهای مطلوب به دلیل کلاژگونه بودن یافتههای تحقیقات پیشینی و نداشتن مدلی جامع، به بررسی مدلهای شایستگی پرداخته و از میان مدلهای موجود مرتبط، از مدل نقشهای مدیریتی کویین و مهارتهای مدیریتی کاتز - بهعنوان اصلیترین مدلها - استفاده شده است. در نهایت، شایستگیهای مدیریتی ناظر بر سه بعد اصلی شخصیت، مهارت و دانش، شاخصسازی شده و بر اساس مؤلفههایی چون گسترۀ جغرافیایی، سطحهای سازمانی، نقشهای درونسازمانی و نوع مأموریت سازمانی، سطحبندی شدهاند. در پایان، آسیبهای مراحل گوناگون نظام شایستهسالاری بررسی و با تکیه بر پارادایم مدیریت اسلامی، راهحلهای کلی و سیاستهایی برای برونرفت از این آسیبها ارائه شدند.
مشاور رئیس مرکز مطالعات و برنامهریزی شهر تهران