هرچند سنجش اخلاق در یک سازمان رسانهای ضروری به نظر میرسد، اما با چالشهایی جدی همراه است. دستیابی به الگویی که بتواند شاخصهای دقیقی برای سنجش اخلاق در اختیار بگذارد، پیچیده است. این مقاله با نگاهی انتقادی به الگوهای ارزیابی سازمانها، با بهرهگیری از منطق صوری حاکم بر الگوی ارزیابی EFQM به ارائه مدلی کمّی برای سنجش اخلاق در سازمان رسانهای میپردازد. الگوی ارائهشده در دو بُعد کلی توانمندسازها و نتایج، به سنجش میزان اخلاقمداری یک سازمان رسانهای میپردازد. توانمندسازهای اخلاقی عملکردنِ سازمان رسانه در دین، انقلاب اسلامی و مردم، مدیریت و ستاد رسانه، استراتژی، محتوا، فرایند و فنّاوری و فعالان رسانهای بهعنوان کلیدیترین عناصر معرفیشده و شاخصهایی برای سنجش میزان نفوذ هریک در اخلاقی عملکردن یک رسانه ارائه شده است. نتایج نیز در چهار عرصه مخاطبان، اهالی رسانه، جامعه و نتایج کلیدی، مورد مداقه قرار گرفته است. روش تحقیق این مقاله روش تفهمی وبر است و محقق با ارائه نوعی ایدئال از الگوی ارزیابی، در تلاش است تا بهتر امر اخلاقی را در سازمان رسانهای بسنجد. در این مقاله علاوه بر روش کتابخانهای، از روش گروه کانونی به منظور طراحی و توزین عناصر و شاخصها استفاده شد.
دانشیار و مدیر گروه مدیریت راهبردی دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام