ناکامی حوزه در مهندسی تولید علم حوزههای علمیه تولید علم را بهدرستی مهندسی نكردهاند. اگر حوزههای علمیه به شیوههایی كه امروز و عمدتاً در مراكزی غیر از حوزه انجام میگیرد، علوم دینی را مهندسی میكردند، قطعاً كمیت و كیفیتی بسیار بیش از تولیدات كنونی در اختیار داشتند. حوزههای علمیه هنوز هم تلاش درخوری برای مهندسی تولید علم دینی ندارند؛ بدین معنا كه تولیدات كنونی در حوزههای علم دینی معمولاً بر اساس اسلوبها و بسترهای رایجی در داخل حوزه صورت گرفته و طبعاً بسترها و الگوهای رایج، حجابی برای بسترها و الگوهای غیر رایج میشوند. به عبارت دیگر، الگوهایی غیر از الگوهای رایج وجود دارد كه به علت غلبه آنچه رایج است، رصد نمیشوند، یا آنها را بهكار نمیگیرند. اگر حوزههای علمیه آن الگوها را نیز برای تولید علم دینی رصد میكرد و به كار میبست، احتمالاً عواید دیگری نیز حاصل میكرد. حتی میتوانست از الگوها و روشهایی كه به آنها نقد وارد است، مانند روشها و الگوهای تولید علمی دنیای غرب استفاده كند. روشهایی مانند تحلیل گفتمان، هرمنوتیك، تاریخیگری و پوزیتیویسم، روشهایی هستند كه انتقادات فراوانی نیز به آنها وارد است، اما در مقاطعی میتوان از آنها در بخشها و مصادیقی معطوف به تولید علم دینی استفاده كرد. در دو مقام فهم دین و تولید علم دینی، ضعف حوزه اندك و توفیقش بسیار بوده است؛ اما در دو مقام دیگر، یعنی مقام نشر علم دینی و اجرای علم دینی توفیق چندانی نداشته است؛ حتی میتوان گفت در مقام اجرا ضعفهای فراوانی دارد. كتابهای فراوانی در حوزه علمیه نوشته و تولید میشود، اما درصد بسیار اندكی از آنها وارد خانههای مردم میشود؛ همچنین درصد اندكی از آنچه در خانهها وجود دارد نیز خوانده میشود و طبعاً درصد بسیار ناچیزی از آنچه خوانده میشود، عملی میگردد. ∟ مطالعه موردی: نشر کتاب در حوزهها این مساله كه چرا حوزههای علمیه نتوانستهاند كتابهایی را كه نوشتهاند، وارد خانههای مردم كنند، یک آسیب جدی است. افرادی پیش از ما این مساله را آسیبشناسی كردند و راهحلهایی به ذهنشان خطور كرد و آنها را نیز عملی كردند. بهطور مثال، حدود ۱۵ سال قبل، یكی از علمای حوزه، «نشر پكتا» را تاسیس نمود و روش جدیدی برای توزیع علوم، معارف و كتب دینی بهوجود آورد. این نشر حدود یك دهه فعالیت موفق داشت؛ اما بعد از آن دچار آسیبهایی گردید و حوزه بار دیگر فراموش كرد كه در این خصوص خود را آسیبشناسی كند. در چند سال اخیر طلبههای جوانی بودند كه در ابتدا تخصصی در حوزه نشر و توزیع نداشتند، اما به دلیل اخلاص، استقامت و تأمل و تلاش مستمر خود، موفق شدند به یكی از مراكز انحصاری موفق در توزیع كتاب تبدیل شوند. اگر افرادی در گذشته چنین تلاشی میكردند و به مساله نشر توجه داشتند، امروز نه یك مركز، بلكه چندین مركز نشر در اختیار حوزههای علمیه بود و بهراحتی میتوانست كتابهای خود را به مردم برساند؛ بهویژه كه امروزه مساله نشر بسیار تخصصی شده است؛ بهعبارت دیگر، چنین نیست كه اگر دفتر انتشاراتی در اختیار شما قرار دهند و مجوز نشر پیدا كنید و متن خوبی نیز تولید كرده باشید، بتوانید بهراحتی در این بستر فعالیت کنید. امروزه نكات ظریفی در عرصه نشر وارد شده است كه درست یا نادرست و بهصورت پیشینی یا پسینی در ذائقه مردم تأثیر میگذارد. همچنین مراكزی پدید آمدند كه توانستند به صورت حداكثری ذائقه مردم را شناسایی و مناسب با آن، قالبهای نشرشان را تعریف نمایند. مثلاً بسیاری از انتشارات حوزوی هنوز به این امر توجه نكردهاند كه اگر كتابهای عمومی به صورت رقعی چاپ شود، به مراتب بیش از كتابهای وزیری خوانده میشوند؛ چنانکه كتابهایی كه به صورت پالتویی یا جیبی منتشر میشوند، بهمراتب بیش از كتابهای رقعی خوانده میشوند. بنابراین بسیاری از انتشارات حوزوی، كتابهای خود را به همان شكل كاملاً مرسوم و سنتی پیشین در قطع وزیری منتشر میكنند. مراكز نشری كه با یکدیگر رقابت میكنند، معمولاً روانشناسانی را بهكار میگیرند تا ذائقه مردم را تشخیص دهند و مسائلی مانند فونت، قالب و طرح جلد را متناسب با نیاز و میل آنان تنظیم كنند. بیتوجهی و غفلت از ظرافتهای تخصصی حوزه نشر توسط حوزههای علمیه، به این علت صورت میگیرد كه دیر زمانی است حوزه به اشتباه رسالت خود را، اصالتِ محتوایی تعریف كرده است و چنین پنداشته كه اگر محتوای درستی تولید كند، این درستی جای خود را در مخاطب پیدا میكند؛ غافل از اینكه چهبسا مطالب بسیار درست و صحیحی كه وقتی در قالبهای غیرصحیح، ضعیف، ناقص و احیاناً غلط قرار میگیرند، به حكم اینكه نتیجه تابع اخص مقدمههاست، بازدهی حداقلی، ضعیف و احیاناً غلط خواهند داشت. حوزه تولیدات فراوانی داشته است كه به علت عدم تناسب قالب نشر با وزان محتوا، گیرایی لازم را نداشته و برای مخاطب جذابیتی ایجاد نكرده است. ∟ زبان تولید علم، زبان توزیع علم امروزه در بحثهای فلسفه زبان، این بحث بهصورت جدی در باب علم مطرح شده است كه: آیا زبان تولید علم همان زبان توزیع علم است؟ اكثر زبانشناسان و فیلسوفان زبان به این مطلب اذعان دارند كه زبان تولید بسیار متفاوت از زبان توزیع است؛ كما اینكه منطق تولید نیز با منطق توزیع بسیار متفاوت است. بدین معنا كه ممكن است شما در مقام تولید علم به روش خاصی مانند روش برهانی اصالت دهید، اما در مقام توزیع علم نیازی به روش برهانی نداشته باشید؛ بلكه در این مقام ارتباطات عاطفی مانند شهرت نقش داشته باشد. مساله دیگری كه از آن زاویه میتوان «نشر علم دینی» را ارزیابی کرد، نشر علم دینی در كانالهایی است كه حوزههای علمیه آنها را استخدام كردهاند. حوزههای دینی تاكنون تقریباً چهار شبکه نشر علم دینی را به استخدام گرفتهاند: شبکههای منبر، كتاب، مطبوعات و ساحت مجازی. در هر یك از این شبکهها، آسیبهایی متوجه نشر علم دینی است. در شبکه «منبر» كه تقریباً یكی از شبکههای موفق و در عین حال قدیمی و رایج حوزههای علمیه برای نشر علم دینی است، چند آسیب شایع است كه برخی از آنها آسیبهای امروزی و متاخرند. یكی از آسیبهای منبر این است كه در عصر كنونی معمولاً علما و مراجع طراز اول بهندرت به منبر میروند. تبلیغ دین یكی از اصلیترین رسالتهای حوزههای علم دینی است و در ایامی مانند ماه محرم یا رمضان، طلاب بسیاری به سراسر كشور اعزام میشوند كه میان آنها طلابی با سن بیش از ۴۰ سال کمتر حضور دارند. اگرچه ممكن است طلاب جوان از امتیاز نشاط و توانایی در عرصه تبلیغ برخوردار باشند؛ اما در خصوص بحث علم دینی هنوز به دریافتهای كامل و درستی دست نیافتهاند و احتمالاً نتوانستهاند همانند نسلهای گذشته خود واجد علم دینی شوند؛ طبعاً همان علم ناقص دینی خود را به همان شكل به جامعه منتقل میكنند. ممكن است گفته شود تجربه ثابت کرده است جامعه ما نیازی به سطوح سنگینتر علم دینی ندارد و حتی در همان مقدمات علم دینی مانده است، بنابراین طلبههای جوان بر افرادی مانند آیتالله جوادی آملی ترجیح دارند. در حالیکه تجربه نشان داده در شهرها و روستاهای ما افراد نخبه و دارای سطوح علمی بالا حضور دارند كه در غیاب عالمان طراز اول دینی، معمولاً از فهم یا مواجهه با تولیدات علم دینی محروم میمانند. علم آنجایی كه تولیدی میشود، نه ترویجی و نه فقط تخصصی، معمولاً در مراحل بالای سنی یک عالم دینی ثمر میدهد؛ یعنی پس از اینكه انسان چندین دهه بر موضوعی تمركز كرد، تولید صورت میگیرد و درست در زمانیكه علمای ما در مرحله تولید علم هستند، به دلیل عدم حضور در منبر، جامعه را از این تولیدات محروم میكنند. ∟ آسیبهای شبکه «منبر» اگرچه در حوزه علمیه علم وجود دارد و یكی از رسالتهای مهم آن تولید علم دینی است، اما رسالت حوزههای علمیه بیش از نسبتی است كه با علم برقرار میكنند؛ مثلاً با حوزه اخلاق نسبتی دارند؛ یعنی اگر بگویید طلبه جوانی كه منبر میرود، اولاً نشاط بیشتری دارد؛ ثانیاً علمش به سطح نیازمندیهای علم دینی جامعه و توده مردم نزدیكتر است، پس كارآمدتر است، جای این سوال مطرح است كه آیا واقعاً نفس آن عالم دینی هم توسط شاگرد او انتقال داده میشود؟ بهعبارت دیگر، علم دینی در مقام نشر تنها با گفتن و به گوش مخاطب رساندن منتقل نمیشود. چهبسا سخنانی كه توسط امثال من به گوش مخاطبان رسیده است، اما به دلیل اینكه آن جنبه معنوی اخلاقی ضمیمه پیام نبوده، تاثیر نگذاشته و در جان او رسوخ نكرده است. عالم وارستهای كه از درجهای از تهجد و تقوا برخوردار است، میتواند بر جان مخاطب تاثیر بگذارد و این امر معمولاً برای طلاب جوان كمتر حاصل میشود. آسیب دیگر بحث منبر این است كه منبرهای ما به دلیل مشكلاتی كه ضرورتاً مشكلات حوزوی نیستند، نسبت منطقی و معقولی با تولیدات علم دینی در حوزههای علمیه ندارند. فرد منبری، طلبه اهل علم در ایام محرم نمیداند چه چیزی به مخاطب بگوید؛ زیرا آن چیزی كه بهطور طبیعی و مناسب با رده علمی خود در حوزه علمیه مطالعه میكند، نسبتی با نیازمندیهای منبرش ندارد. یكی از علتهای این عدم تناسب این است كه كف نیازمندیهای علم دینی عموم جامعه با این مطالعات تخصصی فاصله دارد. دوم اینكه مجالس منبری ما كاملاً عمومی است؛ یعنی در آن مجلس، كودك، نوجوان، زن، مرد و جوان و سالمند حضور دارند. در این كانتكست نمیشود مراتب بالاتر و بهروزتر تولیدات علم دینی را مطرح كرد. متاسفانه بهراحتی نمیتوان این معضل را حل كرد و باید به این فكر كنیم كه جامعه را در بحث ارتباط با مراكز علم دینی، طبقهبندی كنیم؛ زیرا بحثهای علم دینی تولیدشده در حوزههای دینی ما در شبکه منبر امكان طرح گسترده و فراگیر نخواهد یافت؛ اگر طلبهای نیز با هر نوع محاسبهای بالای منبر رفت و سخنانی از این دست مطرح كرد، پیشاپیش باید بداند كه جمع قابل توجهی از مخاطبین متوجه سخنان او نشدهاند. منبر آسیبهای فراوان دیگری دارد و عجیب است كه مساله تبلیغ كه یكی از رسالتهای رایج، قدیمی و فراگیر حوزه است، هنوز بهصورت منطقی و شفاف بررسی نشده است. بهطور مثال، طلبههایی كه برای تبلیغ از حوزه علمیه قم به اصفهان گسیل میشوند، حداقل یك شناسنامه تبلیغی ندارند. اگر امام جمعه اصفهان بخواهد این طلاب را میان مراكز مختلف دانشگاهی، روستایی یا مساجد محلی توزیع كند، هیچ اطلاعاتی از طلاب در اختیار ندارد؛ اگرچه ممكن است در دفتر تبلیغات قم پیشینه كاری آنها قید شده باشد، اما ویژگیهای طلاب بهطور جامع در اختیار امامجمعهای كه در مركز استان طلبهها را توزیع میكند، قرار نگرفته است؛ اگر اطلاعاتی در اختیار وی قرار گیرد نیز كاملاً بهصورت فردی و غیرمنطقی است. ∟ تحولات شبکه کتاب و مطبوعات شبکه دیگر، «كتاب» است. در شبکه كتاب نیز آسیبهایی وجود دارد. كتابهای حوزههای علمیه كتابهای تخصصی و دارای زبان گنگ و پیچیده است؛ یعنی حتی عالم فارسیزبانی كه در شهر و حوزهای كاملاً فارسیزبان درس خوانده، كتاب خود را به عربی نوشته و مخاطب او نیز عمدتاً طلبه بوده است. بهعبارت دیگر، كتابها تخصصی و برای مخاطب خاص است. «اخباریون» نخستین دسته از روحانیون هستند كه توفیق پیدا كردند تولیدات علم دینی را به زبان روان، عمومی و زبان قومهای مختلف بازنویسی کنند و با این کار درصدی از زبان تخصصی علما در كتابها، در زمان اخباریون عمومی شد. اتفاق دیگری نیز در عقبه تاریخی حوزه رخ داده كه زبان را روان و عمومی كرده است؛ این اتفاق، «ورود اندیشههای مدرن به جهان اسلام» است. پیش از ورود اندیشههای مدرن و مجاری نشر این اندیشهها به جهان اسلام، از جمله روزنامه، اگر شبههای در جهان اسلام بهوجود میآمد، بهطور طبیعی زمان بسیاری طول میكشید تا این شبهه فراگیر شود. برای دفع و رفع این شبهات نیز همان دهه محرم كفایت میكرد؛ حتی علما در دهه محرم میتوانستند شبهاتی را كه هنوز به گوش مردم نرسیده بود، نیز طرح كنند و پاسخ دهند؛ اما با ورود روزنامه به جهان اسلام، در عرض یك هفته یك شبهه میتوانست در کل كشور منتشر شود و عالمان دینی در این وضعیت تاریخی نمیتوانستند منتظر بمانند تا در ماه محرم به انبوه شبهات مطبوعاتی پاسخ دهند. یكی از كارهایی كه عالمان دینی در این وضعیت انجام دادند، این بود كه زبان خود را از سطح تخصصی به سطح عمومی و از پیچیدگی به روانی و سادگی تبدیل كردند. این وضعیت تقریباً به دوره قاجار و عهد مكتب نجف مربوط است و پیامدهای مثبتی نیز داشته است. از زمانی كه علما به این مساله توجه كردند، در كنار آسیبهای سابق، به توفیق نسبی دست یافتند. برخی از عالمان روانكردن كتابها و عمومیكردن مباحث را حتی در سطح رماننویسی تقلیل دادند. برخی از علما نیز شكل مكتوب نوشتارشان را تغییر دادند. بهطور مثال، نوعاً شكل مكتوبات، شكل منطقی داشت؛ همانگونه كه یك كتاب با مقدمه و چارچوب نظری آغاز و سپس وارد مسائل میشود. برخی از علما این سیر منطقی را رها كردند و سبكهای جدیدی را در نوشتار خود برگزیدند؛ مثلاً از دیالوگ و گفتوگو استفاده كردند. اگرچه علمایی از این دست اندك بودند، اما باید حضور آنها را غنیمت دانست. شبکه سومی كه علما در بحث نشر به آن ورود پیدا كردند، شبکه «مطبوعات» است كه متاسفانه حضور علما در آن بهصورت پسینی و انفعالی است؛ حوزههای علمیه، بهویژه از همان ابتدا كه مطبوعات وارد شد و فراگیر گردید، ورود نسبی به عرصه مطبوعات داشتند. در آستانه مشروطه، مطبوعات بهطور فراگیر وارد شد و علما همان زمان نیز در نشریاتی كه به دیگران تعلق داشت و از آن علما نبود، وارد شدند و قلم زدند. همچنین حوزههای علمیه نیز موفق شدند بهصورت ارگان مطبوعاتی، امتیاز برخی نشریات را بگیرند و نشر دهند. بهطور مثال، حوزه علمیه نجف در همان دوره مشروطه مطبوعاتی مانند النجف، دره النجف، و القرا را منتشر میكرد؛ این مطبوعهها، روزنامههایی بودند كه ارگان مطبوعات فكری نجف بهشمار میرفتند. جالب است كه علما در این بخش، تنها به سطح روزنامهای كه معمولاً ژورنال است و ارزش روزانه یا هفتگی دارد، اكتفا نكردند و در ادامه، بهویژه از دهه ۲۰ شمسی، به مطبوعات تخصصی غیر روزنامهای مانند آئین اسلام، حكمت و مكتب اسلام روی آوردند. اینها نشریاتی هستند كه علما در حوزههای علمیه پیش از انقلاب اسلامی راه انداختند و در آنها مطالب تخصصی مینوشتند كه ارزش ماهیانه یا روزانه نداشت و با گذشت بیش از نیم سده، همچنان برای امروز نیز قابل استفاده است. پس از انقلاب اسلامی حوزههای علمیه قویتر از گذشته به مطبوعاتی مانند روزنامه، هفتهنامه، ماهنامه و فصلنامهها وارد شدند و این مجلات را در سطوح مختلف علمی، مانند مطبوعات ترویجی، تخصصی، علمیـ پژوهشی به میزان قابل توجهی منتشر كردهاند. با وجود اینكه علما در ساحت مطبوعات نسبتاً موفق بودند، با مطلوب این ساحت هنوز فاصله دارند؛ یعنی ما اكنون نویسندگان اندكی در حوزههای علمیه داریم كه به صورت حرفهای ژورنالنویس باشند. نویسندگان بسیاری هستند كه در عرصه مطبوعات قلم میزنند؛ اما هنوز نتوانستهاند سرمقالهنویس باشند. برای همین سرمقاله سایتهای حوزههای علمیه توسط غیر حوزویان نوشته میشود و این ضعف كوچكی نیست. شبکه دیگری كه نشر علم دین در آن صورت گرفته است، ساحت مجازی است كه تقریباً حوزه در این ساحت توفیق چندانی ندارد. شاید یكی از دلایل این ضعف، این است كه حوزویان ساحت مجازی را یك ساحت سطحی و غیر عمیق، در نتیجه غیر موثر میدانستند. این تصور درست است و ساحت مجازی بهواقع ساحت سطحی است؛ اما بسیار تاثیرگذار است. دنیای مجازی، یك ساحت بسیار گسترده دارد كه لازم است حوزههای علمیه به آن توجه جدی نشان دهند؛ چرا كه تقریباً حتم داریم اگر جنگ آینده اسلام با غیر اسلام، جنگی نباشد كه تمام ساحت درگیری آن در ساحت مجازی است، حداقل بخش قابل توجهی از آن در عالم مجازی رخ میدهد. حوزههای علمیه تاكنون موفق شدهاند از دو زبان استفاده كنند: زبان وعظ با شبکه منبر و زبان علم با شبکه كتاب و مطبوعات و ساحت مجازی؛ یعنی زبان حوزههای علمیه در این شبکهها معمولاً زبان علمی بوده است. حال اینكه علم دینی میتواند به چندین زبان، از جمله زبان هنر، اعم از فیلم، شعر و نقاشی توزیع شود. افرادی که امروز با زبان هنر در نشر تولیدات علم دینی و قرآنی حوزویان میكوشند و با ساخت سریال، برداشتهای تفسیری ما از یك قصه قرآنی را ترویج میكنند. اگرچه بهكارگیری این زبان، آسیبهایی دارد؛ اما پیامدهای مثبت فراوانی نیز خواهد داشت. اگر حوزههای علمیه كارشناسان این زبان را خود پرورش دهند، میزان آسیبها حداقلی خواهد شد. البته حوزههای علمیه به این مساله توجه داشتند و بیش از یك دهه پیش، در دانشكده صداوسیمای قم تعداد قابل توجهی از طلاب در رشتههای مختلف كارگردانی، فیلمنامهنویسی، بازیگری و سایر رشتهها جذب شدند؛ ولی به نظر میرسد چندان موفق نبودهاند. زبان هنر ظرفیت فراوانی دارد؛ زمانه حاضر اهتمام ویژهای به هنر دارد. مقام معظم رهبری نیز فرمودهاند هر اندیشهای، حتی دین، اگر نتواند به خود قالب هنری بدهد، میمیرد. هنر ظرفیتی است كه از ارزش ذاتی برخوردار است.
عضو هیات علمی گروه مطالعات سیاسی دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام