طرح انديشه «وحدت جهان اسلام» يكى از مشغوليت هاى فكرى ديرينه و اساسى حضرت امام(رحمه الله) بود كه او در طول دوران فعاليت اجتماعى ـ سياسى خود چه قبل ازپيروزى «انقلاب» اسلامى و چه بعد از آن لحظه اى ازآن غفلت نورزيد. وفادارى صادقانه امام به «وحدت» نه تنها او را به برجسته ترين شخصيت انقلابى جهان اسلام تبديل نمود، بلكه او توانست در ميان نحله ها و فرقه هاى اسلامى مختلف نيز جايگاه بس رفيعى كسب نمايد. امام در طرح شعار «وحدت» هيچ گاه دچار كلى گويى و سطحى نگرى نگرديد بلكه به گونه بسيار عالمانه و فنى با بررسى ابعاد گوناگون وحدت در دو بخش نظرى و عملى توضيحات مفصلى ارائه داد. يكى از ابعاد اساسى «وحدت» كه قابل بحث و بررسى مى باشد بعد راهبردى و راهكارى آن است; به اين معنى كه چگونه مى توان درجهان بحران زده و پر تشتت اسلام كه تقريباً زمينه اى براى هميارى بالفعل آن وجود ندارد به اين پديده آرمانى دست يافت؟ بررسى پاسخ اين سؤال در چارچوب انديشه سياسى امام خمينى(رحمه الله)، هدف اصلى اين مقاله را تشكيل مى دهد. ما با مطالعه در انديشه امام، راهكار عملى وحدت در سطح جهان اسلام را به بحث خواهيم گرفت. طرح اين نوشتار در دو قسمت عمده تنظيم شده كه هر قسمت نشان دهنده مرحله خاصى از فرايند پياده شدن پروژه وحدت است: اول، حركت فكرى ـ فرهنگى; دوم، حركت سياسى ـ عملى. هر يك از اين دو قسمت داراى زيرمجموعه هاى متعددى است كه شيوه هاى عملى دو حركت نامبرده رامشخص مى سازند. اميد مى رود با بررسى اين ها بتوانيم راهكار مورد نظر امام را كه در لابهلاى گفتار او پراكنده است تا حدودى ترسيم نماييم.
استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه کابل افغانستان زندگی نامه اینجانب حدود شش ساله بودم که درس را در مکتب خانه قریه(روستا) محل تولد خویش در «کته سنگ» جاغوری( افغانستان ) آغاز کردم. (1353) یک سال بعد از آن یعنی 1354 هجری شمسی وارد مدرسه دبستان محل نیز شدم این دو درس را «همزمان ادامه می