هنر امری است کاملا فطری و قلبی و آمیخته با وجود و هستی است از آنجا که هنر ،تجلی روح پویای زیبایی و کمال مطلق در قالب محسوس است ،هنرمند باید بر اساس زمینه های معرفتی هنر رابشناسد ودر آن تامل کند و با فهم و قبول،آن را باور کند بعد ازاین مرحله ،با توجه به اجراهای صحیحی که آنها نیز ریشه گرفته از همین معرفتها هستند حرکت خود را آغاز کند و آثاری که حکایت از درون با معرفت وی دارند خلق نماید. بدین ترتیب احساس هنرمند با استعداد، از نفس منزهش در قالب تصور ،تخیل و توهم نمودخواهد کرد و هنری متعالی و معرفتی که همه زندگی وفعالیت های مهم آن را شامل می شود و حرکتی به سوی کمال دارد ،نتیجه خواهد داد رابطه هنر و اخلاق از زمان افلاطون مورد توجه فلاسفه قرار گرفت و زیباشناسی اروپا از رنسانس به این سو، متوجهمناسبت زیبایی با اخلاق و حقیقت شده است ودر میان فلاسفه افلاطون و تولستوی از برجسته ترین نظریه پردازان در زمینه مسائل زیبایی هنری است در مقاله حاضر ضمن تحلیل و تبیین دیدگاه افلاطون و تولستوی ارتباط هنر با اخلاق مورد بحث و بررسی قرارگرفته است این مقاله با مشارکت مجید باوردی نگاشته شده و در مجموعه مقالات کنگره بین المللی فرهنگ و اندیشه دینی چاپ شده است که در سال ۱۳۹۳ در شهر بوشهر برگزار گردیده است.
معاون آموزشی و پژوهشی دانشکده شریعتی بمدت هفت سال معاون پژوهش و فناوری دانشکده فنی و حرفه ای دختران دکتر شریعتی