«فقه» دانشی است که با جامعه تعامل دارد و لذا پاسخ گوی نیازهای آن است. با توجه به همین امر است که از درآن به فقه الدوله، فقه السیاسه، فقه الإماره و فقه الحکومه نیز تعبیرمی گردد. پس فقه سیاسی عبارت از شاخه ای از دانش فقه است که به مسائل مرتبط با زندگی جمعی ،حکومت و ساحت های مختلف آن می پردازد. با انقلاب شکوه مند اسلامی، فقه و به خصوص فقه سیاسی، منزلت ویژه ای یافت؛ به گونه ای که انقلاب، جایگاه فقه سیاسی را ارتقا بخشید و آن را به یکی از شاخه های مهم دانش سیاسی تبدیل کرد. «فقه حکومتی» که یکی از مباحث اصلی در حوزه فلسفه فقه می باشد، نگرشی کل نگر و مبتنی بر دیدگاه حداکثری از دین است. فقه حکومتی، به مثابه یک روش و رویکرد در مقابل فقه فردمحور به شمار می رود و وصفی عام و حاکم بر تمامی ابواب فقه است؛ بدین معنا که فقیه در مقام استنباط احکام شرعی، اجرای احکام در بستر نظام حکومتی اسلامی را به عنوان نهاد اداره جامعه، مدنظر قرار می دهد. پس توجه به موضوع فقه سیاسی به عنوان یک ضرورت فراگیر در جامعه امروزی ما تلقی می گردد. بر این اساس پرسش اصلی این نوشتار،به عنوان بحثی درآمدی بر فقه سیاسی؛چیستی فقه سیاسی؟وشناسایی مبانی روشی وقواعد فقه سیاسی است. ؟
عضو هیات علمی گروه معارف اسلامی دانشگاه شهر کرد