این مقاله با مشارکت سید عقیل حسینی نوشته شده است. فرضیه اصلی آمارتیا سن در کتاب توسعه یعنی آزادی این است که غلبه بر مشکلات توسعه مستلزم رسمیت بخشی به آزادی های فردی است. بر طبق نگرش لیبرالیستی وی، آزادی هم ابزار و هم هدف توسعه است. اساساً توسعه از دیدگاه سن همان فرآیند گسترش آزادی های واقعی از قبیل افزایش طول عمر و امید به زندگی یعنی در واقع آزادی ادامه حیات و افزایش کیفیت زندگی است. در نقد رویکرد «توسعه به مثابه آزادی» سعی شد به نقدهایی از قبیل عدم سازگاری و انسجام میان مؤلفه های اصلی توسعه از دیدگاه سن از قبیل تعارض عقلانیت ابزاری با آزادی، نقد رابطه دموکراسی با توسعه، نقد رویکرد وی به جمعیت و ... پرداخته شود. رویکرد سن از آنجا که هیچ الزام ارزشی ذاتی و از پیش معینی به جز نفس آزاد بودن ندارد نتیجتاً با نظام های ارزشی از جمله دین سازگار نیست. همچنین رابطه ساختاری کل نگرانه و تاریخی افراد و د فرضیه اصلی آمارتیا سن در کتاب توسعه یعنی آزادی این است که غلبه بر مشکلات توسعه مستلزم رسمیت بخشی به آزادی های فردی است. بر طبق نگرش لیبرالیستی وی، آزادی هم ابزار و هم هدف توسعه است. اساساً توسعه از دیدگاه سن همان فرآیند گسترش آزادی های واقعی از قبیل افزایش طول عمر و امید به زندگی یعنی در واقع آزادی ادامه حیات و افزایش کیفیت زندگی است. در نقد رویکرد «توسعه به مثابه آزادی» سعی شد به نقدهایی از قبیل عدم سازگاری و انسجام میان مؤلفه های اصلی توسعه از دیدگاه سن از قبیل تعارض عقلانیت ابزاری با آزادی، نقد رابطه دموکراسی با توسعه، نقد رویکرد وی به جمعیت و ... پرداخته شود. رویکرد سن از آنجا که هیچ الزام ارزشی ذاتی و از پیش معینی به جز نفس آزاد بودن ندارد نتیجتاً با نظام های ارزشی از جمله دین سازگار نیست. همچنین رابطه ساختاری کل نگرانه و تاریخی افراد و دولت ها با نظام جهانی در رویکرد سن مورد اهتمام جدی قرار نگرفته است. ولت ها با نظام جهانی در رویکرد سن مورد اهتمام جدی قرار نگرفته است.