این مقاله با مشارکت علی الهی تبار نوشته شده است.ناسيوناليسم يا ملي گرايي عربي مقوله اي تاريخي، در بخشي از جهان اسلام مي باشد که بر بنيان «خودي و بيگانه» شکل گرفته است. ملي گرايي عربي واکنشي در برابر استبداد داخلي، استعمار خارجي و اشغالگري بود. انديشه اي وارداتي که تلاش کرد هويت ملي عرب ها را در ابعاد اجتماعي، تاريخي، جغرافيايي، سياسي، ديني، ميراث فرهنگي، زبان و ادب احيا کند و از ايشان ملتي يکپارچه بسازد. اين حرکت که از نيمه دوم قرن نوزدهم به آرامي شکل گرفت در نهايت توانست پس از جنگ جهاني دوم به حرکت غالب در جهان عرب تبديل شود؛ اما نشانه هاي سستي و ضعف اين جريان از دهه هفتاد ميلادي به مرور بروز کرد و ناکامي ها و بحران هايي را در جهان عرب پديدار ساخت که بازتاب هاي آن در تحولات جاري قابل پيگيري و مشاهده است. اما چرايي و چگونگي اين ناکامي، ابعاد آن و بازتاب هاي کنوني اش با توجه به بستر تاريخي و عوامل انسان موثر در اين جريان چنانچه بايسته است مورد توجه قرار نگرفته است. (پرسش) ملي گرايي عربي از آن جا که انديشه اي وارداتي است، اصولا نمي توانست به عنوان يک راه حل شمار رود به همين دليل خود به يک عامل بحران ساز تبديل شد. (فرضيه) اين نوشتار کوشش خواهد کرد با بررسي تاريخي، شناسايي عوامل پيدايش و تطور اين انديشه، عوامل و ابعاد ناکامي ها، بحران ها و بازتاب هاي کنوني ملي گرايي عربي را تبيين کند. (هدف) براي نيل به اين مهم روش توصيفي و تحليلي به کار گرفته خواهد شد (روش) اثبات ناتواني ملي گرايي به عنوان يک انديشه ي وارداتي در ابعاد سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي و بحران آفريني اين جريان و بازتاب اين بحران ها در وجوه بازگشت سلطه گران فرامنطقه اي، قدرت گيري محافظه کاران سنتي و وابسته و تقويت گروه هاي تکفيري و ايجاد تاخير گسترش و غالب شدن گفتمان اعتدالي و تقريبي اسلام گرايان از جمله دستاوردهاي اين پژوهش است. (دستاورد)
استاد و مدیر گروه تاریخ و تمدن دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام