اصل دعوت ، آیات جهاد ،غزوات و جهاد های مسلحانه مسلمانان افکار و واقیت های عصر نبوی را نشان میدهند . از سویی دیگرنحوهبرخورد سیاستمداران مسلمان و حتی مسلمین و امر جزیه در تاریخ سیاسی اسلام تجربه شده است . در روند گسترش جغرافیایی اسلامدر طول تاریخ شاهد کشورگشایی مسلمین هستیم . در این بین درخصوص نحوه ی ورود مسلمانان و تعبیر آن به پذیرش اجباری سایراقوام میان متفکران وجود دارد .( تفکر ) اسلام بسان امر ذهنی را نمی توان با مسلمان به عنوان یک امر عینی یکسان و برابر تلقی نمود . میتوان تن دادن ملتی به روش زندگی اجباری دیکته شده از سوی دیگران را تصور کرد اما نمی توان ملتی را ناگزیر به شرکتی خلاقانه وعمیق در رشد و تعالی تمدنی کرد . چنانچه در تاریخ مغول و اسلام بخوبی قابل مشاهده است .اگر بر فرض قایل به تحمیل اندیشه اسلامی به دیگران باشیم ؛تناقض مشارکت فعالانه مردم در تکمیل و ایجاد علوم با اجبار در پذیرشفکری انسانها ؛قابل جمع نیستند . صاحبنظران علوم مختلف درتاریخ تمدن اسلامی؛ غیر ازمسلمانان اولیه جزیزه العرب و حجازمیباشند . دانشمندان مسلمانی که تمدن اسلامی را ساختند غیر از اعراب مسلمان اولیه ی شبه جزیره بودند . بنظر نمیرسد دانشمندانمشهور و تاثیرگذار مانند زمخشری، ابن سینا ، فارابی ،رازی، جاحظ، کندی ،ابن عربی،سیوطی ،سیبویه،غزالی،ابوحنیفه و دانشمندان دیگراز اعراب مسلمان اولیه حجاز باشند . پس باید تفاوت ماهوی میان پذیرش اسلام وشوق دانش اندوزی و دانش پروری مسلمانان با اجبارسیاسی جهت قبولی اسلام، قایل شد که در غیر اینصورت اصرار بر جمع ضدین بوده که امری محال است. این مقاله در کنفرانس بین المللی علوم انسانی، روانشناسی و علوم اجتماعی، تهران، موسسه مدیران ایده پرداز پایتخت ایلیا، ارائه شده است.