ازجمله مباحث مهم در معرفت شناسی دینی، مسئله توجیه باور دینی است. ملاصدرا، بنیانگذار حکمت متعالیه و ویلیام آلستون، از چهره های موثر در فلسفه دین معاصر، راهکار ی نو برای توجیه باورهای دینی ارائه کرده اند؛ براین اساس برخی باورهای دینی می تواند به منزله باوری پایه، و مبنایی برای توجیه و اثبات برخی دیگر از معارف دینی قرار گیرد. ملاصدر ا در آثار خود در کنار ادله عقلی، از ادله نقلی اعم از آیات و روایات و نیز کشف و شهود استفاده گسترده ای کرده است. تلقی رایج از فلسفه، استفاده از این دو دسته دلیل را در مباحث فلسفی برنمی تابد و همین مسئله باعث ایجاد اختلاف نظر عمیقی در مورد نقش این دو دلیل در نظام فلسفی ملاصدرا شده است. بر اساس یکی از دیدگاه ها ، ملاصدر ا از برخی ادله نقلی و نیز شهود به منزله حد وسط قیاس برهانی و دو مقدمه در استدلال برها نی بهره می برد ؛ ، معصوم براین اساس قیاسی که حد وسط آن از این دو دلیل تشکیل شده باشد، درصورت برخورداری از بعضی شرایط، استدلالی برهانی خواهد بود و نتیجه آن یقینی است و می تو ان از آن در اثبات و ارزیابی مدعیات هستی شناسی بهره برد. آلستون نیز از برخی باورهای جلوه بنیاد همچون حس حضور خدا و حس تکلم با خدا، که از راه تجربه دینی و عرفانی عمومی دینداران حاصل شده است، استفاده می کند و آنها را به منزله توجیه بعضی باورهای دینی می پذیرد. این دو دیدگاه در کنار آثار و نتایج معرفتی و الهیاتی، تفاوت ها و شباهت هایی دارند که در پژوهش حاضر بدان پرداخته خواهد شد.