یكی از مباحث مهم كشور در سال های اخیر، مسئله مدیریت است كه مسئولان دلسوز و زحمتكش نظام در سخنرانی ها و جلسات خصوصی و عمومی خود، به پیشرفت ها و نقایص آن اشاره نموده اند و بی تردید، توسعه و پیشرفت هر كشوری نیز به طور عمده، مرهون موفقیت های به دست آمده از ناحیه مدیریت آن می باشد. اگرچه در مرحله اول، داشتن آرمان ها و ارزش های بلند و اهداف منطبق با آن، و در مرحله دوم، داشتن طرح و برنامه مرحله بندی شده و مدوّن در پیشرفت و تعالی كشور بسیار مهم است، اما برای اجرای سیاست های تعیین شده، مدیریت مقتدر و كارآمد مهم ترین نقش را ایفا می نماید. بنابراین، رشد و تعالی، یا بروز آسیب های مدیریتی كشور از چند زاویه قابل پیش بینی است: ۱٫ در مقام جهان بینی; ۲٫ در مقام تطابق یا عدم تطابق ایدئولوژی و تفكر اجتماعی با جهان بینی; ۳٫ در مقام ارائه طرح و برنامه و سیاست گذاری اجرایی; ۴٫ در مقام اجرا و اعمال برنامه های مدوّن. البته از نظر جهان بینی و اعتقادی، كشور ما بهترین و بالاترین آرمان ها را دنبال می كند; چرا كه انقلاب اسلامی در پی همان آرمان ها و ارزش هایی است كه خداوند باری تعالی به عنوان خالق بشر و جهان هستی، آن را ابلاغ فرموده و با رسالت انبیا و امامت معصومان(علیهم السلام) ما را به سوی آن كمال نهایی فرا خوانده است.۱ دلیل دوم، جانفشانی و ایثار مردم شریف ایران به رهبری امام خمینی(قدس سره) و برافرازی پرچم حكومت ولایی برای احیای ارزش های ناب و رسیدن به آن اهداف است.۲ بنابراین، حكومتی كه مشروعیت خود را از شرع مقدّس گرفته و در طول حكومت انبیا و معصومان(علیهم السلام) باشد و مقبولیت مردمی خود را با انقلاب اسلامی به دست آورده و تاكنون از محافظت و حمایت های بی دریغ مسئولان و مردم برخوردار بوده است،۳ بی شك از كمترین آسیب های اعتقادی برخوردار می باشد. اما در تطابق ایدئولوژیك و تفكر مدیریتی با جهان بینی، كشور ما دچار كج روی های ارزشی گردیده و آسیب هایی را در برنامه ریزی و سیاست گذاری خرد و كلان متحمّل گردیده است; چرا كه وقتی جامعه ای بر اساس آرمان های دینی شكل گرفته باشد، اما بر اساس افكار و ایدئولوژی لیبرالی و مادی اداره شود، بی تردید، آسیب های جبران ناپذیری متحمّل خواهد گردید. ریشه اصلی این همه آسیب از آنجاست كه ایدئولوژی، فكر و تخصص منبعث از ارزش های الهی به دنبال حفظ كرامت انسانی هم می باشد، در حالی كه افكار مدیریتی شكل گرفته از ارزش های غیرالهی و لیبرالی در برنامه ریزی های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و آموزشی یك نگاه ابزاری به انسان دارند.۴ آسیب دوم را باید از مقایسه اهداف اصلی انقلاب اسلامی و بیانات امام خمینی(قدس سره) با سیاست گذاری و برنامه ریزی سال های اخیر به دست آورد. حضرت امام(قدس سره) می فرمود: «انقلاب فرهنگی زیربنای انقلاب اسلامی است.»۵ اما سیاست گذاری كشور كه از طریق مصوّبات و آیین نامه ها تعیین می شود، به سوی توسعه اقتصادی و سپس توسعه سیاسی پیش رفته است، در حالی كه اگر مسئولان اجرایی كشور با یك نگاه جامع و فراگیر توسعه فرهنگی را در دستور كار خود قرار می دادند، علاوه بر دست یابی به توسعه اقتصادی و سیاسی، جلوی بروز بسیاری از آسیب هایی را كه امروز با آن مواجه هستیم، می گرفتند. آسیب سوم در مقام اجرا و اعمال برنامه های مدوّن است. كشور از آسیب های جدّی مدیریتی برخوردار است و بهترین راه شناخت آن ها توجه و شناسایی پیامدها و آثار آن ها می باشد كه در حال حاضر، با ابعاد گوناگون اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی در كشور وجود دارند. در مجموع، بهترین دلیل بر وجود آسیب های مذكور توصیه ها و هشدارهای مقام معظّم رهبری در امر مبارزه با مفاسد اقتصادی ـ اجتماعی، فقر و تبعیض است كه در سال های اخیر، پی در پی به آن اشاره كرده اند.۶ آنچه در این مقاله پی گیری می شود، ارزیابی و بررسی بعضی از ملاك های مهم ارزش گذاری مدیریت اسلامی است كه به دنبال آن، ضعف ها و آسیب های مدیریتی به صورت كلی مورد اشاره قرار می گیرند; چه اینكه پس از شناخت آسیب، ارائه راه حل مقتضی و سپس اجرای صحیح آن نقش مهمی در آسیب زدایی خواهد داشت. البته ارائه راه حل های مناسب، فرع بر مباحث هستی شناختی و ایدئولوژیكی در جهان بینی اسلامی است كه توسط متفكران و دانشمندان اسلامی بیان گردیده و مانند چراغ هدایتی برای اصلاح مدیریت كشور در سطح خرد و كلان است; چرا كه جهان بینی اثر خود را بر ایده ها و افكار گوناگون بشری بر جای می گذارد و جهت آن را تعیین می نماید. بنابراین، بررسی اجمالی مباحث انسان شناسی و رابطه آن ها با مدیریت و سپس بررسی آسیب های مزبور و در نهایت، ارائه راه حل، از جمله اهداف این نوشتار می باشد.