روابط جنسی نامشروع تهدیدی جدی برای ایمان و حیات انسانی است. «پیامدهایِ» منفیِ چنین روابطی را نمیتوان انکار کرد؛ از هتک حرمتها و به خطر افتادن بنیان خانواده گرفته تا روسپی گری، تجاوز، سقط جنین و مخاطرات جمعیتی. در این مقاله پس از آنکه مسئله و علت اصلیِ این روابط از پیامدها و زمینههای این ناهنجاری تفکیک شد، «مسئله» و ناهنجاری در روابط جنسی ناشی از نبودِ الگوهای فرهنگی بهنجار برای رفع یک «نیاز» واقعی تعریف گردید. موقعیتهای بسیاری را میتوان دید که در آنها افراد نیازهای جنسی دارند، اما امکان ازدواجِ دائمِ تکهمسری برایشان وجود ندارد و این درحالی است که روش بهنجار دیگری در عرصه فرهنگ برای این شرایط تعریف نشده است و گویی سیاستها و سیاستگذاری در جمهوری اسلامی ایران نیز به این مسئله بیتوجه است. بدین ترتیب بازاندیشی در این زمینه یکی از ضروریترین و در عین حال مغفولترین حوزههای سیاستگذاری فرهنگی در ایران به شمار میآید. این مقاله با صورتبندی تصویری از مسئله، آن را بر روی میز سیاستگذاری نهاده و با بررسی نظریههای موجود، نشان داده است که نظام سیاستگذاری، نیازمند نظریهای جدید برای ساماندهی و سالمسازی روابط جنسی در جامعه است. همچنین نگارنده با معرفی معیارهای سهگانه، سعی کرده است، چارچوبی برای ارزیابی و انتخاب نظریه مناسب در این زمینه ارائه نماید.
عضو هیات علمی گروه مطاللعات فرهنگی و ارتباطات